گومل | مرجع اخبار بازی های کامپیوتری

آخر این هفته چه کار می کنی؟[۱۵ و ۱۶ آبان]

آخر این هفته چه کار می کنی؟[۱۵ و ۱۶ آبان] 150 150 admin

دانش اموز یا دانشجو باشید ، سن شما مهم نیست ؛ آخر هفته ها زمانی برای استراحت و سرگرمی است. به همین دلیل است که ما توصیه می کنیم تمام نگرانی ها و خستگی های روحی خود را مانند لباس های پنجشنبه و جمعه هر هفته روی همان لباس های نزدیک در آویزان کنید و این تعطیلات را سپری کنید. با فرا رسیدن پاییز و بازگشایی مدارس و دانشگاه ها ، اهمیت تعطیلات آخر هفته بیش از پیش شده است.

همه ما سعی می کنیم یک برنامه تفریحی آخر هفته داشته باشیم. از بازی کردن و تماشای فیلم و نمایش تلویزیونی گرفته تا مسافرت و خواندن کتاب جذابی که اواسط هفته وقت خواندن نداشتیم. اما گاهی اوقات اتفاق می افتد که ما برنامه خاصی برای سرگرمی و تفریح ​​نداریم و بدترین چیز این است که آخر هفته آنطور که باید پیش نمی رود.

به همین دلیل است که در این سری از مطالب جدید می خواهیم به یکدیگر کمک کنیم تا آخر هفته خود را برنامه ریزی کند. در اینجا برخی از نویسندگان و اعضای ویجیاتو آورده شده اند که یا در مورد برنامه های خود برای آخر هفته صحبت کرده اند یا به شما توصیه هایی داده اند. اما مهمتر از همه ، چه توصیه ای برای آخر هفته دارید؟ حتما پیشنهادات خود را در قسمت نظرات برای ما بنویسید.

پدرام بهادری

طی چند روز گذشته ، من با Assassin’s Creed Valhalla درگیر شده ام تا همزمان با لغو تحریم و انتشار انتقادات از خارج ، انتقادات را دریافت کنم. اما این تحریم مانع می شود که فعلاً درباره بازی زیاد صحبت کنم. من سرانجام چند روز پیش هانیبال را تمام کردم و اکنون برای یک قسمت جدید به ددوود می روم. اگر ژانر وسترن را دوست دارید فکر نمی کنم اصلاً آن را از دست داده باشید.

این روزها ، وقتی می خواهم استراحت کنم ، به Teardown هم می روم ، یک بازی مستقل بسیار ترسناک که تازه بیرون آمده و در بازی می توانید به معنای واقعی کلمه همه چیز را نابود کنید. یعنی فیزیک بازی تقریباً واقعی ترین چیزی است که در زندگی خود دیده اید و البته مراحل بازی نیز بسیار پیچیده تر از آن است که به نظر می رسد. بنابراین شاید این آخر هفته سعی کنم کمپین Teardown را به پایان برسانم.

از جمله پیشنهادهایی که دو هفته پیش برای فیلم ارائه داده اید ، من می خواهم این هفته به سراغ Jojo Rabbit بروم زیرا تعریف های زیادی را از او شنیده ام. اما باز هم من فیلم را پیشنهاد می کنم ، زیرا هر چقدر سریال را تماشا کنم ، در فیلم کاملا عقب هستم.

شایان کرمی

صادقانه بگویم ، من فکر می کنم Radiohead آلبوم یا حتی آهنگ های بدی ندارد ، بنابراین من قصد دارم یک ماراتن اجرا کنم و به همه کارهای آنها در آخر هفته گوش دهم. همچنین یک فرصت خوب وجود دارد که به سراغ فیلم اقتباسی اسپایک جونز بروم ، که در حساب او برجسته شد و جایزه اسکار بهترین فیلمنامه را از آن خود کرد.

بقیه آخر هفته احتمالاً صرف تماشای Watch Dogs Legion می شود که هفته آینده بررسی می کنم. من هنوز حتی یک بازی را امتحان نکرده ام ، اما ایده تبدیل همه افراد در شهر به شخصیت های اصلی بازی برای من بسیار جالب به نظر می رسد ، اما همچنین نگران عمق کم گیم پلی و مشکلات گرافیکی هستم که در مورد آنها بسیار شنیده ایم. اگر همه چیز برای من خوب پیش می آمد ، من بالاخره یاد می گرفتم که چگونه آخر هفته ها لازانیا درست کنم و یک شام خوشمزه برای خودم درست کنم.

نیما فرشین

پنجشنبه ، سرانجام می خواهم بنشینم و فراموشی را تمام کنم: تولد دوباره و برای شما یک نظر بنویسم. با توجه به رتبه بندی ها و تعارفاتی که از او شنیده ام ، این یک بازی ترسناک خوب به نظر می رسد. از آنجا که این بازی Remottered: Broken Porcelain آنقدر بد بود که هنوز تجربه آن را دوست ندارم ، شاید این Amnesia Rebirth برای مدتی اعصابم را آرام کند. غیر از این ، من واقعاً برنامه آخر هفته خاصی ندارم. شاید موتور سوار شوم و در خیابان قدم بزنم و به قول خودشان با این هوای خنک پاییزی خنک شوم. البته با رعایت پروتکل های بهداشتی.

چرا blood of Zeusبهترین انیمه آمریکایی نت فلیکس است؟

چرا blood of Zeusبهترین انیمه آمریکایی نت فلیکس است؟ 150 150 admin

نیمی از خون زئوس ، که قبلاً با نام “خدایان و قهرمانان” شناخته می شد ، توسط چارلی و والاس پارالاپانیدس برای نت فلیکس ساخته شد. این انیمه در ژانر فانتزی ، ماجراجویی و اکشن است و توانسته فراتر از تصور عملکردی داشته باشد.

این امر باعث شده است که بسیاری از منتقدان و رسانه ها به آن توجه بیشتری داشته باشند ، از جمله وب سایت Inverse. به گفته نویسنده این سایت ، “lood of Zeus” بهترین انیمیشن تولید شده در ایالات متحده است. برای دانستن دلایل این ادعای شگفت انگیز ، برای ادامه این مقاله با ما همراه باشید.


هر متخصص یا دانشگاهی را در کمیک پیدا کنید ، که به شما بگوید ابرقهرمانان DC و Marvel خدایان یونانی عصر مدرن هستند. دلیل این امر کاملاً روشن است. این قهرمانان و خدایان یونان باستان شباهت های روایی بسیاری دارند و از نظر شخصیتی قابل مقایسه هستند.

به عنوان مثال ، چالش های چشمگیر و جالبی که در عمارت X-Men وجود دارد ، در کوه Olympus یا Olympus نیز دیده می شود. اما در طول قرن گذشته ، ابرقهرمانان جدید ما دائماً چیزی را تجربه کرده اند که خدایان انجام نداده اند: راه اندازی مجدد روح. با این حال ، این مورد تا همین اواخر وجود داشت و اکنون با انتشار انیمیشن تکان دهنده و فوق العاده lood of Zeus ، اوضاع تغییر کرده است.

“خون زئوس” روایتی متفاوت و خیالی از المپیایی هاست و در ابتدای داستان ذکر شده است که در سنت شفاهی گم شده است. این بدان معناست که سازندگان با آزادی عمل زیادی شروع به ساخت این اثر کرده اند. این مجموعه هشت قسمتی در مورد پسری رعیت به نام هرون است – با بازی درک فیلیپس – که متوجه می شود او پسر زئوس (جیسون عمرا) است.

حواصیل در حقیقت نتیجه رابطه زئوس با یک زن بود. هنگامی که یک دیو قدرتمند به نام Seraphim – با بازی الیاس Tufxis – سر بریده می شود ، حضور مرموز و ریشه های او زخم های قدیمی را باز می کند و باعث ایجاد تنش در بین المپیک ها می شود.

سبک متفاوت

“خون زئوس” به طور فزاینده ای و به طرز عجیبی خشن و صریح است ، و از این رو توانسته است جذاب ترین انیمه شبکه Netflix از سال 2017 شود. در حالی که این مجموعه بدون مشکل نیست و برخی از پتانسیل های مهم خود را از دست داده است (مانند شخصیت الکسیا که توانایی زیادی درخشش دارد) ، هنوز عناصری دارد که این نقایص را به خوبی پوشش می دهد.

مهمترین تفاوت lood of Zeus با سایر انیمه ها سبک ، زمینه و روایت آن است. امروزه بیشتر انیمه ها به یک اپرای فضایی و شبیه ساز عشق نوجوان تبدیل شده اند و چنین مشکلی اصلاً مشکلی نیست. و اکنون به همین دلیل ، خون Zeus با بقیه انیمه ها بسیار متفاوت به نظر می رسد و در پردازش نور کاملاً اصیل و خاص است.

شاید اگر سازندگان می خواستند همان داستان و اتفاقات را با لایو-اکشن روایت کنند ، منتقدان آن را شکست داده و آن را فقط یک تلاش ناموفق برای تکرار موفقیت چیزی مانند Game of Thrones دانستند. اما این اثر اکنون یک انیمه (البته آمریکایی) است و در نتیجه توانسته است حضوری چشمگیر و شگفت انگیز داشته باشد.

با تمام این اوصاف ، آنچه “خون زئوس” را واقعاً از بقیه کارها متمایز می کند ، فیلمنامه پرتنش و طراحی بصری پر زرق و برق آن است. صحنه های نبرد سریال ، از رویارویی هرون با سربروس تا آن نبرد نهایی بین خدایان و هیولاها ، همگی طراحی های خارق العاده ای هستند که سازندگان به بهترین شکل ممکن پیاده سازی کرده اند.

خشونت اثر ، که در هر قسمت با خون و خونریزی کاملاً مشهود است. طرفداران این سبک ممکن است با دیدن “خون زئوس” در بازی ویدیویی عناوینی مانند “God of War” یا Shadow of the Colossus را به یاد بیاورند.

اعتماد به نفس در بیان یک داستان غیر اصلی

به دلیل حضور گسترده افسانه های یونان باستان به عنوان اساس اکثر داستان های فرهنگ غربی ، نمی توان گفت که خون زئوس از نظر فرهنگی “اصیل” است. اما نویسندگان این مجموعه اصالتاً اهل یونان هستند و باید اعتراف کرد که نگاه آنها به اسطوره های یونان باستان بسیار متفاوت و جذاب است.

شاید برخی از باستان شناسان و اسطوره شناسان یونانی این اثر را مورد انتقاد قرار داده باشند ، زیرا انیمیشن lood of Zeus آزادی عمل کامل را سرلوحه کار خود قرار می دهد و در هیچ کجا نمی خواهد از نظر تاریخی یا روایی به محتوای گذشته وفادار باشد.

به نظر شما این می تواند یک نکته منفی یا مثبت باشد. اما باید توجه داشته باشیم که این مجموعه هرگز ادعای صحت تاریخی و روایی را نداشته است. چارلی و والاس پارالاپانیدس این فیلمنامه را تسلط یافته و با نهایت اطمینان به مخاطب تحویل داده اند.

تنها کارهای قابل توجه دیگری که قبلاً توسط چارلی و والاس پارلاپانیدس ساخته شده است ، Immortals با بازی هنری كویل و مانگای یادداشت مرگ (2017) است. اگر «خون زئوس» به اندازه کافی بزرگ و قدرتمند شود ، احتمالاً این دو برادر در آینده ای نه چندان دور به چهره های برجسته دنیای انیمه تبدیل می شوند.

علاوه بر این ، باید به استودیوی Powerhouse نیز اشاره کنیم که یک بار دیگر کار شایسته و عالی را به ارمغان آورده است. این استودیو پیش از این انیمیشن محبوب Castlevania را تولید کرده و بعداً کوین اسمیت را توسط He-Man منتشر خواهد کرد. به هر حال lood of Zeus یکی دیگر از کارهای درخشان Powehouse است که انیمیشنی با کیفیت و بر اساس سلیقه آمریکایی می سازد.

در پایان ، “خون زئوس” در یک کلام قابل تحسین است. خشونت این انیمه از شکوه و زیبایی خاصی برخوردار است و تنها نکته منفی استفاده نکردن از پتانسیل شخصیت های آنهاست.

این مجموعه هشت بخشی با شجاعت و اعتماد به نفس فوق العاده ای ساخته شده و بدون شک حرف های بیشتری برای گفتن دارد. حداقل طرفداران انیمه آمریکایی می توانند امیدوار باشند که محتوای مورد علاقه آنها هر روز در حال پیشرفت است و سازندگان انیمه آمریکایی کم کم درکی از انیمه ژاپنی و عناصر آن پیدا می کنند.

اولین فصل انیمیشن lood of Zeus در تاریخ 27 اکتبر (6 نوامبر) از شبکه نتفلیکس پخش شد.


بیشتر بخوانید:

چگونه ابرقهرمانان لباس اول خود را می گیرند؟

چگونه ابرقهرمانان لباس اول خود را می گیرند؟ 150 150 admin

یکی از مهمترین تفاوت های ابرقهرمان ها با دیگر شخصیت های محبوب لباس و ظاهر آنهاست. فرقی نمی کند که ما پوست روشنی داشته باشیم یا پوست تیره ، یا اینکه لباس هایشان تنگ ، گشاد ، عجیب و غریب یا به سبک قدیمی هستند ، ابرقهرمان ها همیشه به اندازه توانایی شخصیت ها مهم بوده اند.

اما ابرقهرمان ها لباس های مختلف خود را از کجا تهیه می کنند؟ برخی از شخصیت های کتاب های کمیک مانند Booster Gold و Tim Drake به نوعی لباس هایشان را به سرقت برده اند. برخی از شخصیت ها مانند Shazam ، Green Lantern و Iceman نیز به لطف قدرت های فوق العاده خود لباس خود را دریافت می کنند.

با این حال شخصیت هایی هستند که خود لباس درست می کنند. تصویری که معمولاً با لباس دست ساز ارزان شروع می شود. در اینجا برخی از تکنیک هایی که ابرقهرمانان برای خلق اولین لباس های خود استفاده کرده اند آورده شده است.

دست ابرقهرمان خود را بسازید

ابرقهرمانانی هستند که به لطف منابع و مهارت هایشان حتی لباس های دست ساز خودشان نیز بسیار پیچیده و از سطح بالایی برخوردار هستند. مستر خارق العاده ، که لباس خود را خلق کرده و چهار نفره را از مولکول های ناپایدار خلق کرده است. بتمن با دارا بودن ثروت و منابع صنعتی ، لباس الیاف کربن (که البته ممکن است در هر داستان متفاوت باشد) را خلق کرد.

یک دانشمند و مخترع مانند جان هنری آیرونز ، با دانش خود ، توانست زرهی مناسب شخصیت فولاد خود را بسازد. حتی شخصی مانند جانت ون داین در نقش واسپ در واقع یک طراح لباس است که مطمئناً دانش خود را برای لباس های ابرقهرمان خود به کار می برد.

با این وجود ابرقهرمانان زیادی وجود دارند که تجربه زیادی در طراحی و ساخت لباس ندارند. آنها ساده ترین لباس ها را برای کار ایجاد می کنند. شاید مشهورترین این ابرقهرمانان ، مرد عنکبوتی که هم در دنیای کتاب های مصور دیده ایم و هم در فیلم های اقتباسی از آن ، لباس خانه را خودش طراحی کرده است.

در فیلم Spider-Man 2002 ، ما دیدیم که پیتر پارکر ابتدا یک لباس ساده ایجاد کرد و از آن در جنگ استفاده کرد. کمی بعد ، ظاهراً با کمی اقتصاد و دانش در زمینه طراحی لباس ، اگرچه بیشتر اوقات روزانه اش مشغول بود ، اما او توانست لباس معروف مرد عنکبوتی را بسازد.

بیشتر داستانهای اصلی ابرقهرمانان وقتی نشان دهند که شخصیت لباس را خودش طراحی کرده است ، جزئیات یا تعمیم ندارند. که البته جای تأسف دارد. زیرا همانطور که می توانید تصور کنید چنین مضامین می توانند بخشی از جنبه سرگرم کننده ابرقهرمانان باشند.

گرچه این اولین لباس ابرقهرمانی استیو راجرز نیست ، اما همچنین نشان داده است که او می تواند یک طراح لباس باشد. نمونه ای از آن را می توان در ساخت لباس عشایر مشاهده کرد.

اما اگر یک ابرقهرمان منابعی نداشته باشد ، یا نتواند لباس درست کند ، یا حتی اگر فقط تنبل باشد و حوصله چنین درس هایی را ندارد ، پس لباس او چه اتفاقی می افتد؟ به نظر می رسد شما باید به سراغ گزینه های دیگری بروید که در زیر مشاهده خواهید کرد.

از همه چیز موجود

اگر cosplayers را انتخاب کنید ، متوجه می شوید که با ترکیب همه موارد موجود ، بهترین cosplayers ایجاد می شوند.

در دنیایی افسانه ای ، مایلز مورالس برای اولین کت و شلوار خود به یک فروشگاه لباس ابرقهرمانی رفت و یک لباس مرد عنکبوتی خریداری کرد. در دنیای فیلم های مارول ، پیتر پارکر اولین کت و شلوار خود را از روی لباس راحتی و عینک خانگی تهیه کرد.


به مطالعه ادامه دهید:

25 لحظه در بین ما که ما آنها را دوست داریم! [تماشا کنید]

25 لحظه در بین ما که ما آنها را دوست داریم! [تماشا کنید] 150 150 admin

در مجموعه فیلم های آموزشی در میان ما ، ما با ترفندهایی آشنا می شویم که به شما امکان می دهد به طور موثرتری بازی کنید. بازی م moreثرتر به این معنی است که شما می توانید افراد بیشتری را هنگام نابود کردن بکشید و وقتی Crew Mate هستید ، می توانید برای رسیدن به پیروزی بهتر عمل کنید. طبیعی است که رسیدن به این سطح در بازی ، البته با توجه به ترفندهای آموزشی ما ، نیاز به تمرین و زمان زیادی دارد. همچنین فراموش نکنید که ویدیو را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

برخلاف آنچه انتظار داشتیم ، در میان ما به شهرت و محبوبیت عجیبی دست یافتیم. این روزها صدها هزار کاربر همزمان این بازی را تجربه می کنند. اگر به YouTube و سرویس های جریانی مانند Twitch نگاهی بیندازید ، متوجه محبوبیت زیاد در میان ما خواهید شد. تقریباً همه یوتیوب های معروف هفته گذشته خود را وقف این بازی کردند و مشغول تجربه آن بودند.

در میان ما شبیه بازی Mafia است. افراد حاضر در بازی به دو دسته تقسیم می شوند. تیم کلاهبرداران که معمولاً شامل یک یا دو بازیکن است و تیم Crew Mate یا سفینه های فضایی که بین 4 تا 8 نفر هستند. مسافران می خواهند با تعمیر آن از کشتی خارج شوند و فریبکاران یا کلاهبرداران تمام تلاش خود را برای برهم زدن این امر انجام می دهند.

گول ظاهر ساده بازی را نخورید. استراتژی های مختلفی وجود دارد که می تواند به شما در موفقیت در میان ما کمک کند. کافی است نکاتی را در بازی به خوبی پیاده سازی کنید که هیچکس را به شما شک نکند. همچنین ترفندهای زیادی وجود دارد که شما در هنگام فاجعه بودن آنها را تشخیص نخواهید داد و می توانید بدون دردسر تمام مسافران را بکشید.

در میان ما همیشه شما را در لبه تیغ نگه می دارد. ترس از مردن یا متهم شدن همیشه با شماست و این همان چیزی است که لذت بازی را دو چندان می کند. اما لحظاتی در این بین وجود دارد که می تواند لبخندی راضی به لب های شما بیاورد. با ما همراه باشید تا درباره این لحظه ها بیشتر بگوییم.

برخلاف آنچه انتظار داشتیم ، در میان ما به شهرت و محبوبیت عجیبی دست یافتیم. این روزها صدها هزار کاربر همزمان این بازی را تجربه می کنند. اگر به YouTube و سرویس های جریانی مانند Twitch نگاهی بیندازید ، متوجه محبوبیت زیاد در میان ما خواهید شد. تقریباً همه یوتیوب های معروف هفته گذشته خود را وقف این بازی کردند و مشغول تجربه آن بودند.

در میان ما شبیه بازی Mafia است. افراد حاضر در بازی به دو دسته تقسیم می شوند. تیم کلاهبرداران که معمولاً شامل یک یا دو بازیکن است و تیم Crew Mate یا سفینه های فضایی که بین 4 تا 8 نفر هستند. مسافران می خواهند با تعمیر آن از کشتی خارج شوند و فریبکاران یا کلاهبرداران تمام تلاش خود را برای برهم زدن این امر انجام می دهند.

گول ظاهر ساده بازی را نخورید. استراتژی های مختلفی وجود دارد که می تواند به شما در موفقیت در میان ما کمک کند. کافی است نکاتی را در بازی به خوبی پیاده سازی کنید که هیچکس را به شما شک نکند. همچنین ترفندهای زیادی وجود دارد که شما در هنگام فاجعه بودن آنها را تشخیص نخواهید داد و می توانید بدون دردسر تمام مسافران را بکشید.

در میان ما همیشه شما را در لبه تیغ نگه می دارد. ترس از مردن یا متهم شدن همیشه با شماست و این همان چیزی است که لذت بازی را دو چندان می کند. اما لحظاتی در این بین وجود دارد که می تواند لبخندی راضی به لب های شما بیاورد. با ما همراه باشید تا درباره این لحظه ها بیشتر بگوییم.

نقد فصل دوم سریال The Mandalorian – قسمت اول: مارشال (The Marshal)

نقد فصل دوم سریال The Mandalorian – قسمت اول: مارشال (The Marshal) 150 150 admin
اولین قسمت از فصل دوم سریال پرطرفدار جنگ ستارگان و مندلورین چند روز پیش با سر و صدای زیادی از دیزنی پلاس پخش شد. این اپیزود با عنوان “مارشال” به کارگردانی و نویسندگی Jon Favreau (خالق سریال) شخصیت های محبوب Mando (پدرو پاسکال) و Baby Yoda دوست داشتنی را با داستانی پویا و انفجاری برمی گرداند.

فصل دوم سریال از همان‌جایی که اپیزود پایانی فصل قبل به اتمام رسید، آغاز می‌شود. در واقع ماندو در جستجوی جهان و خانواده بیبی یودای سبزِ بامزه، در سفر است. بنابراین این ماجراجویی، دین جارین را روانه پیدا کردن دیگر مندولوریان‌های موجود می‌کند تا از آنها برای یافتن خانواده بیبی یودا کمک بگیرد.

اگر بخواهم به صورت خلاصه این اپیزود را توصیف کنم، باید بگویم مارشال، به طرز شگفت‌انگیزی استاندارد‌های بالا فصل پیش را تکرار می‌کند. مطمئناً این قسمت طرفداران سریال را نیز سرگرم خواهد کرد. اگر برخی مشکلات کُلی را کنار بگذاریم، می‌توان گفت: “مارشال” بیشتر از آن که اشتباه کند، درست عمل می‌کند. با ما همراه باشید تا در ادامه به صورت مختصر به نقاط قوت و ضعف این اپیزود بپردازیم.

این همان ماندویی است که همه ما می‌شناسیم و دوستش داریم

یکی از نکات مهم سریال مندولورین شخصیت قهرمان آن، با بازی پدرو پاسکال بود. با شروع این قسمت و دیدن ماجراهای آن، بینندگان خوش‌حال خواهند شد که هنوز ماندو، همانی است که ما در سال پیش عاشق آن بودیم. قسمت جدید هنوز هم ترکیبی از همان سبک اکشن و وسترنِ اصیل سه‌گانه ابتدایی جرج لوکاس را دارد که باعث موفقیت در فصل اول شد و در عین حال شور و حال زیادی نیز ایجاد کرد.

فرمول ماندو چیز ساده‌ای است. در واقع فرمول این سریال بازی با اِلمان‌های نوستالژیک جنگ‌ستارگان به همراه خورده روایت‌های ساده‌ است که با شخصیت‌های جذاب هم ترکیب شده‌اند.

لحن سریال مندولورین، به شکل ویژه‌ای وسترن است، اما در این قسمت فضا چیزی شبیه به وسترن اسپاگتی با تمامِ محتویاتش است. اگر بگویم “مارشال” وسترن‌ترین قسمت این سریال است، حرف بی‌راهی نگفته‌ام.

نقد فیلم Witches – جادوی رولد دال در پرده نقره‌ای

نقد فیلم Witches – جادوی رولد دال در پرده نقره‌ای 150 150 admin

فیلم جادوگران تلاش دیگری برای اقتباس از رمان جادویی رولد دال است. داستانی درباره جادوگرانی که از کودکان متنفر هستند و می خواهند آنها را در سراسر جهان نابود کنند. آیا این کتاب رولد دال می تواند به یک فیلم جادویی تبدیل شود؟

رولد دال از بزرگترین نویسنده‌های کودک در جهان بود و آثاری که نوشته توانسته‌اند به چند ده زبان دنیا ترجمه شوند و جملگی در کشورهای مختلف با استقبال مخاطبین مواجه شوند. او نویسنده‌ای است که تخیل بسیار قدرتمندی دارد و داستان‌های معروف زیادی همچون چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر و یا آقای روباه شگفت انگیز را خلق کرده است.

فیلم با حضور آن هاتاوی است که تازه به خود رنگ می‌گیرد و پیش از آن هیچ یک از گروه بازیگری نمی‌توانند سکان فیلم را گرفته و آن را پیش ببرند. واقعیت اینجاست که هاتاوی به تنهایی بیشتر بار فیلم را بر دوش می‌کشد و موش‌های CGI و دیگر بازیگران رسما نقش خاصی را در فیلم ایفا نمی‌کنند.

تمرکز بیش از حد روی آنتاگونیست فیلم به خودی خود موضوع بدی نیست. اینکه شخصیت ساحره جذاب‌تر از همه کاراکترها ولو قهرمان داستان باشد نیز موضوع بدی در یک اثر سینمایی به حساب نمی‌آید اما مشکل از جایی شروع می‌شود که با وجود گریم و استفاده مناسب از جلوه‌های ویژه برای خلق این کاراکتر و همچنین بازی به غایت خوب هاتاوی در کالبد آن، شخصیت ساحره یک دشمن مقوایی است و هیچ عمقی ندارد. تک و توک دیالوگ‌هایی وجود دارد که سعی در شناساندن بیشتر این شخصیت به تماشاگر دارد اما حاصل نهایی کار آن چیزی نیست که باید باشد و از شخصیت داخل کتاب نیز فرسنگ‌ها فاصله دارد.

فیلم تقریبا به سه بخش تقسیم می‌شود که بخش پایانی آن از همه بهتر خودش را نشان می‌دهد. مقدمه اولیه و حضور موش‌ها و نبرد پایانی. اینکه قهرمانان داستان بعد از مدتی قرار است از کالبد انسانی خود خارج شوند و ما در ازای آنها با چند موش همراه باشیم، موردیست که از ذهن دیوانه و خلاق رولد دال تراوش می‌کند اما در فیلم جادوگرها، این موشها کمترین اهمیت را برای ما دارند. نه صداپیشگان خوبی برای آنها انتخاب شده و نه صحنه‌های مفرح و یا اکشن و بامزه‌ای توسط آنها خلق می‌شود که کمی تا قسمتی در ذهن ماندگار شوند.

دانستنی هایی در مورد Assassin’s Creed Valhalla

دانستنی هایی در مورد Assassin’s Creed Valhalla 150 150 admin

آخرین نسخه از امتیازات بزرگ Ubisoft در کمتر از یک ماه دیگر منتشر می شود. این بار Assassin’s Creed Valhalla بازیکنان را به دوران وایکینگ ها برمی گرداند تا در انگلیس به عنوان رهبر قبیله جنگجوی نورس خانه ای پیدا کند و با ساکسون ها بجنگد.

اکنون که وقت زیادی برای انتظار انتشار این بازی نمانده است ، در این مقاله می خواهیم همه چیزهایی را که باید در مورد Assassin’s Creed Valhalla بدانید بحث کنیم.

Assassin’s Creed Valhalla در چه تاریخی عرضه می‌شود؟

  • پردازنده: AMD Ryzen 5 1600 3.2GHz / Intel Core i7 4790 3.6GHz
  • کارت گرافیک: AMD RX 570 8GB / NVIDIA GeForce GTX 1060 6GB
  • رم: 8 گیگابایت
  • فضای مورد نیاز: 50 گیگابایت (SSD پیشنهادی)
  • سیستم عامل: ویندوز 10 نسخه 64 بیت
  • سیستم رده بالا (گرافیک High، رزولوشن 1080p و 60 فریم بر ثانیه):

    • پردازنده: AMD Ryzen 7 1700 3.0GHz / Intel Core i7 6700 3.4GHz
    • کارت گرافیک: AMD Vega 64 8GB / NVIDIA GeForce GTX 1080 8GB
    • رم: 8 گیگابایت
    • فضای مورد نیاز: 50 گیگابایت (SSD پیشنهادی)
    • سیستم عامل: ویندوز 10 نسخه 64 بیت

    سیستم بسیار رده بالا (گرافیک Very High، رزولوشن 1440p و 60 فریم بر ثانیه):

    • پردازنده: AMD Ryzen 5 3600X 3.8GHz / Intel Core i7 8700 3.7GHz
    • کارت گرافیک: AMD RX 5700XT 8GB / NVIDIA GeForce GTX 2080 Super 8GB
    • رم: 16 گیگابایت
    • فضای مورد نیاز: 50 گیگابایت (SSD پیشنهادی)
    • سیستم عامل: ویندوز 10 نسخه 64 بیت

    بالاترین سیستم (گرافیک Ultra High، رزولوشن 2160p و 30 فریم بر ثانیه):

    • پردازنده: AMD Ryzen 7 3700X 3.6GHz / Intel Core i7 9700 3.6GHz
    • کارت گرافیک: AMD RX 5700XT 8GB / NVIDIA GeForce GTX 2080 8GB
    • رم: 16 گیگابایت
    • فضای مورد نیاز: 50 گیگابایت (SSD پیشنهادی)
    • سیستم عامل: ویندوز 10 نسخه 64 بیت

    تجربه ای ناب با بازی Boom Battlefield

    تجربه ای ناب با بازی Boom Battlefield 150 150 admin

    Boom Battlefield کلونی جذاب از کلش آو کلنز است که کمی از المان‌های عناوین تاور دیفنس را نیز با خود به همراه دارد. شما به کاروان سایر کاربران حمله می‌کنید و باید انتظار سایرین به کاروانتان را داشته باشید. درواقع می‌توانیم Boom Battlefield را همان Rush Warsیی بدانیم که سوپرسل در ساختش شکست خورد و متاسفانه قیدش را زد!

    با بازی RiME معنی غم و اندوه را بهتر درک می کنید

    با بازی RiME معنی غم و اندوه را بهتر درک می کنید 150 150 admin

    RiME یک بازی ماجراجویی است که در سال 2017 منتشر شد و می توان گفت یکی از هیجان انگیزترین بازی ها بود که البته به آنچه شایسته آن بود نرسید. این بازی از نظر هنری هیجان انگیز است و این را هم در روایت متفاوت داستانش و هم با موسیقی و گرافیک رنگارنگ خود به مخاطب ثابت می کند.

    بازی گیمر را در نقش یک پسر بچه به جزیره‌ای در ناکجا آباد می‌فرستد. پسر بچه‌ای که هیچ چیزی از گذشته و نام و نشانش به خاطر ندارد و فقط می‌داند باید راهی برای خروج از جزیره پیدا کند. اما خروج از این جزیره رنگارنگ کار ساده‌ای نیست و اوضاع با هر قدمی که این پسرک بی‌نوا در آن برمیدارد، عجیب و عجیب‌تر می‌شود.

    تیم سازنده واقعا روی جلوه‌های بصری RiME و آنچه گیمر قرار است در جریان مراحل ببیند، به صورت وسواس‌گونه‌ای وقت گذاشته. نتیجه این وسواس‌ها، RiME را به یک بازی زیبا، رنگارنگ و پر جزئیات تبدیل کرده که واقعا قدم زدن در دنیای آن تجربه دلنشینی است.

    با این حال، اگر از RiME توقع گیم‌پلی درگیر کننده و عجیب و غریب دارید، باید بگویم که بهتر است سطح انتظاراتتان را پایین بیاورید. RiME در غایی‌ترین حالت یک بازی پلتفرمر خیلی ساده است که خیلی مکانیک‌های گیم‌پلی پیچیده‌ و به روزی برای آن طراحی نشده.

    آموزش نحوه ی بازی‌سازی

    آموزش نحوه ی بازی‌سازی 150 150 admin

    در هر تیمی ، چندین نقش اساسی بین اعضا وجود دارد که وظایف آنها را متفاوت می کند. علاوه بر این نقش های اصلی ، چندین نقش فرعی در هر زمینه وجود دارد که در این مقاله درباره آنها بیشتر بحث خواهیم کرد.

    در هر تیم سازنده بازی ، می توانیم سه نقش اصلی برنامه نویس ، طراح و هنرمند را در نظر بگیریم و متناسب با آن نقش های بیشتری را شکل دهیم. معمولاً در تیم های کوچکتر با تعداد اعضای کمتر ، ترکیبی از این سه نقش مشاهده می شود و در تیم های بزرگتر ، از افراد بیشتری در روند تولید بازی استفاده می شود.

    دیزاینر بازی

    فرض کنید دوستمان، هیدئو یک دیزاینر است. دیزاینر در تیم، فردی است که به‌طور کلی گیم‌پلی بازی، قوانین و مکانیک‌ها، سیستم‌های درون بازی، اکانامی یا بخش اقتصادی بازی، سندنویسی بازی، طراحی کاراکترها، داستان بازی و مفهوم آن را طراحی و تولید می‌کند. در اصل درونمایه هر بازی ساخته دست هیدئو است و معمولا نقش خیلی مهمی در تیم دارد.

    یک نکته مهم: بارها دیده‌ام که نویسنده بازی که نوعی دیزاینر است با نویسنده‌ای که در رسانه‌ها در مورد بازی‌های ویدیویی می‌نویسد، اشتباه می‌شود. این تقریبا اشکال زبان فارسی است که کلمات جداگانه‌ای برای این حوزه‌ها ندارد. مثلا در سایت ویجیاتو، نویسندگان و به‌نوعی خبرنگاران حوزه بازی وجود دارند که برای شما مطالبی راجع به بازی، بازی‌سازی، کنسول‌ها و غیره می‌نویسند. این افراد هم نویسنده هستند اما دیزاینر بازی نیستند.

    برنامه‌نویس بازی