اخبار و مقالات

عینک بازی Numskull را بررسی کنید

عینک بازی Numskull را بررسی کنید 150 150 admin

نکته جالب توجه در مورد عینک Numskull این است که این عینک از لوازم جانبی رسمی برند Sony و کنسول PlayStation است. به همین دلیل آرم PlayStation بر روی دسته خود هک شده است تا به نوعی اعتبار محصول را نشان دهد. درک تأثیر عینکی که می تواند نور آبی را فیلتر کند ممکن است برای شما کمی دشوار باشد. اما فقط کافی است یک بار آن را آزمایش کنید تا ببینید چقدر با استفاده طولانی مدت از صفحه ، چشمان شما مشکل کمتری دارد.

البته این تغییر رنگ می تواند در بعضی از بازی ها دردسرساز شود. به عنوان مثال در Apex Legends ، رنگ منطقه دقیقاً همان رنگ عینک Numskull است. در نتیجه ، ممکن است در شناخت دقیق آن مشکل داشته باشید. اینجاست که تنظیمات Color lind به کار شما می آیند. این تنظیمات طیف رنگی بازی را تغییر می دهد تا کاربرانی که مشکل کور رنگی دارند هنگام بازی با مشکل روبرو نشوند.

اگر عینک Numskull را خریداری کرده اید و از رنگ بندی بازی های خود خوشتان نمی آید ، می توانید به این تنظیمات مراجعه کنید. البته به خاطر داشته باشید که در درجه اول سلامت شما و چشمان شما از جلوه های بصری بازی های ویدیویی مهمتر است. بنابراین اگر متوجه شدید که بعد از مدت زمان طولانی استفاده از صفحه نمایش با مشکل روبرو هستید ، می توانید محصولاتی مانند عینک Numskull را خریداری کنید.

 

آیا تا به حال توجه کرده اید که چند ساعت در روز صفحه های کامپیوتر ، تلفن های همراه و حتی تلویزیون را تماشا می کنید؟ این مقدار ممکن است به دلیل شغل یا حتی گیمر بودن به میزان قابل توجهی افزایش یابد. اما آنچه در این بین برای ما مهم است هیچ ارتباطی با مدیریت زمان ندارد. در این مدت چشمان شما تحت فشار زیادی قرار دارند. فشاری که برخی از گجت ها مانند عینک Numskull سعی در کاهش آن دارند.

هنوز نمی توان با اطمینان درباره تأثیر نور آبی بر روی چشم انسان صحبت کرد. در حقیقت ، موضوعی که این تردیدها را ایجاد می کند ، قدرت نور خورشید در مقایسه با نور آبی یا حتی اشعه ماورا بنفش مانیتورها است. اما آنچه 100٪ ثابت شده است “خستگی چشم” است که هنگام خیره شدن به مدت طولانی به صفحه رخ می دهد و می تواند در طولانی مدت خطرناک باشد.

این روزها مراقبت از سلامتی کاربران یکی از مهمترین ارکان هر شرکت الکترونیکی است. در نتیجه ، کاملاً طبیعی است که ببینیم شرکت های مختلف سعی نمی کنند از تابش نور آبی در چشم کاربران جلوگیری کنند. شرکت های تلفن های هوشمند ویژگی فیلتر نور آبی را ارائه داده اند که می تواند نور صفحه آبی را به طور کامل از بین ببرد. این امر باعث ایجاد زردی در تصویر می شود که ممکن است برای کاربران خوشایند نباشد.

بسیاری از مانیتورها و تلویزیون های موجود در بازار نیز از این ویژگی برخوردار هستند. در نتیجه ، ما می توانیم خوش بین باشیم که در آینده همه صفحه ها چشم شما را از هرگونه اشعه ای که می تواند به آنها آسیب برساند ، مسدود می کنند. اما اگر مانیتور ، تلویزیون یا تلفن هوشمند ما این ویژگی را نداشته باشد ، پس چه کاری می توانیم انجام دهیم؟ جالب است بدانید که برخی از مارک های عینک آفتابی مانند Ray an محصولاتی را معرفی کرده اند که می توانند نور آبی را با لنزهای مخصوص دفع کنند.

.


برند Numskull با همکاری سونی عینک های جدیدی تولید کرده است که می تواند از چشمان گیمرها و کاربران تبلت های رایانه در برابر نور آبی محافظت کند. در واقع گیمرها بیش از هر کلاس دیگری در معرض نور آبی قرار دارند. مدت طولانی خیره شدن به مانیتور یا تلویزیون می تواند به چشمان کاربر آسیب برساند. به خصوص اگر در یک محیط تاریک انجام شود. به همین دلیل عینک های Numskull می تواند انتخاب خوبی برای کاربرانی باشد که صفحه نمایش آنها توانایی فیلتر کردن نور آبی را ندارد.

عدسی های کهربا به کار رفته در این عینک ها تا حدودی رنگ محیط را تغییر می دهند. دقیقاً مانند تصویر فعال سازی ویژگی فیلتر نور آبی در تلفن های هوشمند. در واقع ، این لنزها علاوه بر دفع نور آبی و اشعه ماورا بنفش ، به شما کمک می کنند جزئیات تصاویر را با وضوح و کنتراست بیشتری مشاهده کنید. عینک Numskull همچنین می تواند در کاهش خستگی چشم هنگامی که مدت طولانی به صفحه خیره می شوید بسیار موثر باشد.

نکته جالب توجه در مورد عینک Numskull این است که این عینک از لوازم جانبی رسمی برند Sony و کنسول PlayStation است. به همین دلیل آرم PlayStation بر روی دسته خود هک شده است تا به نوعی اعتبار محصول را نشان دهد. درک تأثیر عینکی که می تواند نور آبی را فیلتر کند ممکن است برای شما کمی دشوار باشد. اما فقط کافی است یک بار آن را آزمایش کنید تا ببینید چقدر با استفاده طولانی مدت از صفحه ، چشمان شما مشکل کمتری دارد.

البته این تغییر رنگ می تواند در بعضی از بازی ها دردسرساز شود. به عنوان مثال در Apex Legends ، رنگ منطقه دقیقاً همان رنگ عینک Numskull است. در نتیجه ، ممکن است در شناخت دقیق آن مشکل داشته باشید. اینجاست که تنظیمات Color lind به کار شما می آیند. این تنظیمات طیف رنگی بازی را تغییر می دهد تا کاربرانی که مشکل کور رنگی دارند هنگام بازی با مشکل روبرو نشوند.

اگر عینک Numskull را خریداری کرده اید و از رنگ بندی بازی های خود خوشتان نمی آید ، می توانید به این تنظیمات مراجعه کنید. البته به خاطر داشته باشید که در درجه اول سلامت شما و چشمان شما از جلوه های بصری بازی های ویدیویی مهمتر است. بنابراین اگر متوجه شدید که بعد از مدت زمان طولانی استفاده از صفحه نمایش با مشکل روبرو هستید ، می توانید محصولاتی مانند عینک Numskull را خریداری کنید.

 

خدمات گیمینگ ابری – یک فناوری انقلابی در صنعت بازی

خدمات گیمینگ ابری – یک فناوری انقلابی در صنعت بازی 150 150 admin

با پیشرفت دنیای بازی های ویدیویی و افزایش طیف مخاطبان و طرفداران این صنعت ، طبیعتاً شاهد گسترش فناوری های مرتبط هستیم. شرکت های پیشرو در صنعت همیشه در تلاشند محصولات خود را در دسترس افراد بیشتری در سراسر جهان قرار دهند تا افراد بیشتری بتوانند از این صنعت در کنار دوستان و خانواده خود لذت ببرند. یکی از این فناوری های جدید که صرف نظر از پیکربندی سخت افزار ، دستگاه ها و امکانات و فقط از طریق اتصال به اینترنت ، برای دسترسی به همه ایجاد شده است ، فناوری بازی ابری است.

احتمالاً در سالهای اخیر اصطلاح “بازی ابری” یا “خدمات بازی ابری” را شنیده اید. این فناوری مورد تقاضای شرکتهای سرمایه گذاری مانند مایکروسافت ، سونی ، اپیک گیمز ، آمازون ، وسترن دیجیتال و … است. آنها معتقدند که آینده این صنعت را متحول و متحول خواهند کرد.

اما این گزاره تا چه اندازه درست است؟ این سرویس های بازی ابری چقدر موثر خواهند بود؟ چقدر مقرون به صرفه خواهند بود؟ و تا چه حد می توانند به شکل آینده ای توصیفی درآیند؟ برای پاسخ به این س questionsالات ، ابتدا باید بدانیم که این خدمات چیست و چگونه کار می کنند.

بازی ابری چیست؟

بازی های ابری ، بازی ها در متن سیستم های ابری یا خدمات بازی ابری خدماتی هستند که کاربر از طریق آنها می تواند فقط با دسترسی مناسب به اینترنت ، بدون تجهیزات ، دستگاه ها و پیکربندی حرفه ای استفاده کند ، گران هستند و برای اجرای با کیفیت بالا نیازی به بارگیری و نصب چیزی نیست. بازی در ابر (ابر). Cloud شبکه ای از اطلاعات و سرورها است که محتوای مورد نظر را از طریق یک جریان آنلاین و از طریق یک مرورگر در اختیار کاربر قرار می دهد.

در واقع با خرید اشتراک و اشتراك در خدمات و سیستم عامل هایی كه خدمات بازی ابری را ارائه می دهند ، در واقع حق استفاده از سرور مجازی و رایانه را خریداری می كنید ، این رایانه مجازی به شما این امکان را می دهد كه بر اساس سخت افزاری كه در اختیار دارید بازی ها را انجام دهید. شما را به ابتدایی ترین دستگاه ها مانند تلفن های هوشمند ، تلویزیون های هوشمند ، تبلت ها یا لپ تاپ ها می رساند.

برای دریافت چنین خدماتی ، اگرچه به تجهیزات قدرتمند و گران قیمت احتیاج ندارید ، اما برای اتصال پایدار و بدون وقفه به اینترنت بی کیفیت و پینگ و تأخیر کم نیاز دارید. در حال حاضر تهیه و استفاده از ارتباطات در کشور ما به هزینه های نسبتاً بالایی نیاز دارد.

چگونه شروع شد؟

برخلاف آنچه بسیاری معتقدند ، ایده سرویس های ابری جدید نیست. امروزه خدمات بسیاری وجود دارد که به صورت سرورهای ابری به کاربران ارائه می شود. خدماتی که بسیاری از ما روزانه از آنها استفاده می کنیم ، مانند Google Photos. با این حال ، ایده این سرویس بازی ابری برای اولین بار در سال 2000 توسط کمپانی بسیار شناخته شده فنلاندی G-cluster پیشنهاد و اجرا شد.

اما نوسازی سرویس در شکل مدرن ، کارآمد و بدون درد خود امروز با راه اندازی استارت آپ آمریکایی OnLive در کالیفرنیا در سال 2010 آغاز شد. حق ثبت اختراع این سرویس توسط سونی چندین سال بعد به دست آمد و در سال 2015 کلیه فعالیتهای این مجموعه و لوازم جانبی آن متوقف شد. امروزه سرویس PlayStation Now سونی بر اساس همان سرویس زیرساخت Gaikai ، رقیب سابق OnLive ساخته شده است.

با این حال ، امروز تقریباً دو دهه از آغاز شکل گیری سیستم های ابری بازی می گذرد. نتیجه این تلاش ها ایجاد سیستم های ابری خارجی و بعضاً داخلی موفق است که نویدبخش آینده ای روشن برای صنعت است. آینده ای که تعداد زیادی از بینندگان بازی های ویدیویی در سراسر جهان می توانند با کمترین هزینه و هزینه در کنار هم بازی کنند و از آن لذت ببرند.

چگونه کار می کند؟

خدمات بازی ابری با میزبانی و اجرای بازی ها در سرورهای قدرتمند از طریق ماشین مجازی آغاز می شود. بازی به صورت یک جریان ویدیویی از گیم پلی فشرده شده و از طریق اینترنت به صفحه کاربر منتقل می شود. از طرف دیگر ، اطلاعات کاربر و اطلاعات ورودی به صورت کنترل شده به سرور ارسال می شود ، این داده ها پردازش می شوند و در زمان واقعی ارسال می شوند. در حقیقت ، سرویس های بازی ابری دقیقاً مانند Netflix یا هر سرویس پخش جریانی دیگر مانند Twitch یا YouTube کار می کنند.

اما مشکل بزرگ در چنین سرویس هایی کنترل تأخیر ورودی کاربر و زمان پاسخ است. بیایید کمی تاریخچه را باز کنیم ، شما از یک کنترل کننده برای ارسال ورودی از طریق اینترنت استفاده می کنید. این ورودی باید تجزیه و به سرور ارسال شود ، پس از دریافت و تجزیه و تحلیل مجدد توسط سرور ، این ورودی باید اعمال شود تا بتوانید نتیجه را در بازی مشاهده کنید. و تصور کنید که این روند باید در چند هزارم ثانیه به پایان برسد تا به گیم پلی کاربر آسیب نرساند.

تأخیر اندکی در پخش ویدئو از Twitch یا YouTube بعید است بسیار آزار دهنده باشد. اما وقتی شما یک بازی ویدیویی بازی می کنید ، اقدامات شما باید در زمان واقعی نزدیک باشد. تا همین اواخر ، حتی بهترین سرویس های بازی ابری در جهان با تاخیر ورودی کنترل کننده به بیش از 30 میلی ثانیه ، که برای از بین بردن گیم پلی بازی کافی بود.

تأخیر ورودی بازی به ویژه در بازی های آنلاین رقابتی بسیار مهم است. جایی که برد و باخت اغلب در دهم یا صدم ثانیه اندازه گیری می شود. در نتیجه ، سیستم های بازی ابری هرگز نمی توانند به حداقل استاندارد بازی های آنلاین تبدیل شوند ، حداقل تا همین اواخر.

تأخیر ورودی

یکی از مهمترین عوامل تاخیر ورودی تعداد فریم در ثانیه بازی است که ارائه می شود. در مثال زیر ، من از 60 فریم در ثانیه استفاده خواهم کرد ، که باعث می شود هر فریم با 16.7 میلی ثانیه قابل مشاهده باشد. البته توجه داشته باشید که بسیاری از بازی ها امروزه با کنسول ها با سرعت 30 فریم در ثانیه اجرا می شوند و باعث می شوند هر فریم با 33.3 میلی ثانیه قابل مشاهده باشد.

فرض کنید کاربر در حال بازی محلی است و قصد دارد با فشار دادن یک دکمه روی کنترلر خود ، نوعی اتصال به سیستم هدف برقرار کند. سیگنال به کنسول / کامپیوتر ارسال می شود. 10 میلی ثانیه یک عدد تقریبی است که زمان این اتصال را پیش بینی می کند. البته ، تاخیر سیگنال بسته کنترل کننده و بسیاری از عوامل دیگر می توانند متفاوت باشند.

وقتی سیگنالی توسط کنسول / رایانه دریافت می شود ، منطق بازی باید داده ها را بر اساس ورودی محاسبه و پردازش کند. در موتورهای بازی بهینه ، این عملیات معمولاً 3 فریم طول می کشد. علاوه بر این ، متوسط ​​تأخیر ورودی برای صفحه نمایش کاربر معمولی حدود 30 میلی ثانیه است. این فاکتور با میزان تازه سازی یا زمان پاسخ مانیتورها که همیشه سریعتر هستند ، متفاوت است.

به عبارت دیگر ، در حالت بازی محلی ، با توجه به دستور ورودی شما ، حدود 90 میلی ثانیه طول می کشد تا خروجی مورد انتظار را بدست آورید.

با این حال ، با توجه به تجربه من به عنوان یک کاربر فنی و در مقایسه با سرویس های مشابه خارجی ، این سرویس های داخلی برای تبدیل شدن به یک بستر کارآمد ، پویا و کاربرپسند راهی طولانی دارند. اما علی رغم مشکلات و ضعف های فراوان موجود و با توجه به افزایش قیمت کنسول های بازی و سخت افزار بازی ، در صورت افزایش کیفیت اینترنت ، می توان آینده نسبتاً خوبی را برای فعالان این حوزه در ایران انتظار داشت ؛ بیایید آن روز را ببینیم!

اخرین حرف

سرانجام ، فکر می کنم در آینده ای نه چندان دور ، سرویس های ابری قسمت بزرگی از بازار صنعت بازی های ویدیویی را تشکیل خواهند داد. نسل بعدی ، نسل ارتباطات بی سیم ، اینترنت عمومی با کیفیت بالا و ارزان است. و با گسترش آن ، می توان انتظار داشت که تعداد زیادی از مردم دنیا با کمترین هزینه و حداقل امکانات سخت افزاری بتوانند از تجربه لذت بخشی بازی در کنار هم لذت ببرند.

7 لحظه ترسناک برای بازی هایی که کنسول را خاموش می کنند .

7 لحظه ترسناک برای بازی هایی که کنسول را خاموش می کنند . 150 150 admin

 

در بازی های ترسناک ، گاهی اوقات مواردی را می بینیم که تحمل آنها واقعاً سخت است. برخی از سازندگان بازی چنان تحت تأثیر وحشت قرار گرفته اند که بسیاری ترجیح می دهند با بی دقتی به بازی خود ادامه دهند و کنسول را خاموش کنند. در این مقاله ، من در مورد این موضوع صحبت کردم و در مورد 7 لحظه ترسناک بازی که خیلی ها تحمل نکردند و کنسول را خاموش کردند به شما گفتم. با ما بمان.

7) بازداشت

بازداشت از آن دسته بازی های ترسناک است که نوع خاصی از ترس دارد. در نگاه اول شاید دنیای این بازی ماجراجویی دو و نیم بعدی چندان ترسناک و ترسناک به نظر نرسد. اما وقتی برای اولین بار می بینید یکی از دو شخصیت قابل بازی شما جلوی چشمان شما ذبح می شود ، می فهمید که ارواح خطرناک بازی اصلاً با شما شوخی نمی کنند. این زمانی است که ترس و وحشت تمام وجود شما را فرا گرفته است و شما نمی توانید صداهای دردناکی را که از ارواح بازی بیرون می آید جدی بگیرید. جالب تر اینکه مرز این ترس و وحشت در مواجهه با اولین طیف کنترل دوباره تغییر می کند ، تا حدی که ممکن است واقعاً کنسول را خاموش کرده و به یک تجربه بازداشت بی احتیاط تبدیل شوید. Spectra Lantern ارواح بلندی هستند که چراغی نورانی در اختیار دارند. اگر بخواهید از دست آنها فرار کنید ، ناگهان به teleport برمی گردید و با ترس واقعی روبرو خواهید شد. این موجودات با صدای تنفس شما را پیدا می کنند و تنها راه مقابله با آنها فقط نفس کشیدن است. انجام کاری که انجام آن در مقابل چنین موجود وحشتناکی واقعاً دشوار است باعث می شود تا همزمان با شخصیت تحت کنترل خود برای چند ثانیه نفس خود را حبس کنید.

6) پایین رفتن از نردبان – F.E.A.R.

اولین نسخه از F.E.A.R. سریال واقعا ترسناک و استرس زا بود. شخصیت آلما آنقدر خوب پرداخت شده بود که گیمر همیشه حضور خود را در یک مرحله احساس می کرد. در طول بازی ، ما هر لحظه منتظر بودیم تا سر این دختر کوچک شیطانی در تاریکی پیدا شود و ما را وادار کند تا برای صدهمین بار چند متر از مکان خود بپریم. من شخصاً هرگز آن پرش لعنتی لعنتی را فراموش نمی کنم که در نزدیکی یکی از نردبان های بازی رخ داده است. همانطور که از نردبان پایین می رفتید ، ناگهان یک آلما جلوی صورت شما ظاهر شد و ناخواسته از ترس شروع به فریاد زدن کردید. جالب اینجاست که آلما با پایین آمدن از نردبان دوباره شما را غافلگیر کرد و با قرار دادن یک موجود خیالی ، چنان شما را ترساند که مدتی در وضعیت بدی قرار داشتید. بله ، دو پرش اسکی باز پشت سر هم بود که ترس از آن واقعاً دشوار بود.

5) نگاه به گذشته – P.T.

بدون شک P.T یکی از جوی ترین بازی های ترسناک ساخته شده است. بازی فقط در مورد یک هیولا ترسناک یا یک شبح قاتل نبود. شماره P.T با راهروهای باریک خود چنان احساس ناامنی وحشتناکی را به مخاطب القا می کرد که سابقه ای نداشت. این احساس ناامنی فقط وقتی شدت گرفت که رادیو در انتهای راهرو شروع به گفتن “پشت سرت را نگاه کن” کرد و وقتی واقعاً برگشتی ، ناگهان چهره لیزا را دیدی که فقط چند سانتی متر از چشمانت فاصله داشت و شروع کردی به ترسیدن جیغ زدن. این P.T. پرش با اسکی باز واقعاً بیجا و غیرقابل پیش بینی بود و عملا هیچ کس نمی توانست برای آن آماده باشد.

4) نگاه کردن به آب – فراموشی: نزول تاریک

Amnesia: The Dark Descent به نظر من ترسناک ترین بازی ده سال گذشته است و من بارها و بارها در مقالات مختلف به آن اشاره کرده ام. فراموشی: نزول تاریک به حالت تعلیق درآمد تا بدن شما را از ترس منجمد کند و شما نمی توانستید چندین ساعت پشت سر هم بنشینید. بدترین لحظه بازی اختلاف با کایرنک است. هیولایی نامرئی در تونل های پر از آب خانه بازی مخوف جمع شده بود و هرکسی را که پایش را در آب فرو می کرد ، پاره می کرد. تنها راه مقابله با کارناک این بود که روی جعبه های پراکنده بپرید و راه خود را پیدا کنید. با این حال ، قدم های کارناک در آب هر لحظه امید کمتری برای فرار از این منطقه به ما می داد و در پایان ، از ترس جرات پریدن دوباره روی جعبه ها را ندارید.

3) اولین برخورد – انزوای بیگانه

من فکر می کنم تنها بازی ترسناک که می تواند جایگزین خوبی برای Amnija باشد ، Alien Isolation است. از همان ابتدای بازی و مجبور کردن مخاطب به گشت و گذار در ایستگاه فضایی Sostapol ، بازی مزه معنای ترس را برای مخاطب می چشد. ما در یک کشتی خالی بودیم که نشانه هایی از کشته شدن هر یک از خدمه آن توسط موجودی بی رحم بود. این احساس ناامنی در دنیای جدایی بیگانگان را بیش از پیش تقویت کرد و وقتی بازی دیگر مطمئن شد که این حس به بالاترین سطح خود رسیده است ، فقط به ما Xenomorph را نشان داد تا برای چند ثانیه ما را از شدت وحشت دور کند. پیش از چشم ما ، زینومورف یکی از آخرین دانشمندان زنده را تکه تکه کرد و با زبانی گنگ به ما گفت که شما نفر بعدی هستید.

2) مانکن های زنده – محکوم شده: ریشه های جنایی

Condemned: Criminal Origins یکی از آن الماس های ناب دنیای بازی های ترسناک است که متاسفانه بسیاری آن را تجربه نکرده اند. Condemned: Criminal Origins با تلفیق عناصر ترسناک فیلم های Slusher آمریکایی با ترس روانی ، بقا و پایان تجربه بازی را برای کسی عملا غیرممکن کرد. بدترین لحظه بازی وقتی رخ می دهد که وارد فروشگاه بارت شوید. در ابتدا فضای این فروشگاه مانند بقیه مکان های بازی تاریک و پر از موجودات ترسناک بود. اما وقتی به جایی رسیدید که مانکن ها ذخیره شده بودند ، همه چیز به یک باره تغییر کرد. بله ، مشکلی در این مانکن های عجیب وجود داشت. مانکن های بازی وقتی از فروشگاه بی خبر بودند آزادانه در اطراف فروشگاه حرکت می کردند. در آغاز این کار بسیار زیرپوستی انجام می شد ، اما از یک مکان به مکان دیگر ، به محض اینکه سر خود را برگرداندید ، دیدید که ده ها مانکن پشت سر شما به صف شده اند. این یکی از ترسناک ترین لحظاتی بود که هر کسی می توانست در طول مراحل بازی تجربه کند و آنقدر استرس آور بود که برای ادامه کار صبر زیادی لازم بود.

1) کشتن ادی گلوسکن – Outlast: افشاگر

قسمت اول Outlast یک بسته الحاقی داستان محور به نام Whistleblower داشت ، که فکر می کنم دردناک تر و ترسناک تر از خود بازی اصلی بود. باور نمی کنید؟ بنابراین حتماً این چند سطر بعدی را با دقت بخوانید. در برهه ای از بازی ، ما توسط شخصی به نام ادی گلوسکن گرفتار شدیم. ادی ما را در یک کمد حبس کرد و ما را مجبور کرد تا شاهد یکی از دردناک ترین لحظات تاریخ بازی های ویدیویی باشیم. در این لحظه ادی را دیدیم که یک مرد کاملاً آگاه را تکه تکه می کند و سعی دارد با تغییر جنسیت همسر کامل خود را ایجاد کند. بله ، وضعیت به همان اندازه وخیم بود. خبر بد این بود که سرانجام ، ادی هنوز از نتیجه کار خود ناراضی بود و با فشردن سر مرد بد بخت در وسط اره برقی به زندگی فلاکت بار خود پایان داد. واقعاً دردناک و ناراحت کننده بود که به این لحظات نگاه کنیم و بسیاری از ما تا آخر نمی توانستیم آن را ببینیم.

 

آخر این هفته چه کار می کنی؟[۱۵ و ۱۶ آبان]

آخر این هفته چه کار می کنی؟[۱۵ و ۱۶ آبان] 150 150 admin

دانش اموز یا دانشجو باشید ، سن شما مهم نیست ؛ آخر هفته ها زمانی برای استراحت و سرگرمی است. به همین دلیل است که ما توصیه می کنیم تمام نگرانی ها و خستگی های روحی خود را مانند لباس های پنجشنبه و جمعه هر هفته روی همان لباس های نزدیک در آویزان کنید و این تعطیلات را سپری کنید. با فرا رسیدن پاییز و بازگشایی مدارس و دانشگاه ها ، اهمیت تعطیلات آخر هفته بیش از پیش شده است.

همه ما سعی می کنیم یک برنامه تفریحی آخر هفته داشته باشیم. از بازی کردن و تماشای فیلم و نمایش تلویزیونی گرفته تا مسافرت و خواندن کتاب جذابی که اواسط هفته وقت خواندن نداشتیم. اما گاهی اوقات اتفاق می افتد که ما برنامه خاصی برای سرگرمی و تفریح ​​نداریم و بدترین چیز این است که آخر هفته آنطور که باید پیش نمی رود.

به همین دلیل است که در این سری از مطالب جدید می خواهیم به یکدیگر کمک کنیم تا آخر هفته خود را برنامه ریزی کند. در اینجا برخی از نویسندگان و اعضای ویجیاتو آورده شده اند که یا در مورد برنامه های خود برای آخر هفته صحبت کرده اند یا به شما توصیه هایی داده اند. اما مهمتر از همه ، چه توصیه ای برای آخر هفته دارید؟ حتما پیشنهادات خود را در قسمت نظرات برای ما بنویسید.

پدرام بهادری

طی چند روز گذشته ، من با Assassin’s Creed Valhalla درگیر شده ام تا همزمان با لغو تحریم و انتشار انتقادات از خارج ، انتقادات را دریافت کنم. اما این تحریم مانع می شود که فعلاً درباره بازی زیاد صحبت کنم. من سرانجام چند روز پیش هانیبال را تمام کردم و اکنون برای یک قسمت جدید به ددوود می روم. اگر ژانر وسترن را دوست دارید فکر نمی کنم اصلاً آن را از دست داده باشید.

این روزها ، وقتی می خواهم استراحت کنم ، به Teardown هم می روم ، یک بازی مستقل بسیار ترسناک که تازه بیرون آمده و در بازی می توانید به معنای واقعی کلمه همه چیز را نابود کنید. یعنی فیزیک بازی تقریباً واقعی ترین چیزی است که در زندگی خود دیده اید و البته مراحل بازی نیز بسیار پیچیده تر از آن است که به نظر می رسد. بنابراین شاید این آخر هفته سعی کنم کمپین Teardown را به پایان برسانم.

از جمله پیشنهادهایی که دو هفته پیش برای فیلم ارائه داده اید ، من می خواهم این هفته به سراغ Jojo Rabbit بروم زیرا تعریف های زیادی را از او شنیده ام. اما باز هم من فیلم را پیشنهاد می کنم ، زیرا هر چقدر سریال را تماشا کنم ، در فیلم کاملا عقب هستم.

شایان کرمی

صادقانه بگویم ، من فکر می کنم Radiohead آلبوم یا حتی آهنگ های بدی ندارد ، بنابراین من قصد دارم یک ماراتن اجرا کنم و به همه کارهای آنها در آخر هفته گوش دهم. همچنین یک فرصت خوب وجود دارد که به سراغ فیلم اقتباسی اسپایک جونز بروم ، که در حساب او برجسته شد و جایزه اسکار بهترین فیلمنامه را از آن خود کرد.

بقیه آخر هفته احتمالاً صرف تماشای Watch Dogs Legion می شود که هفته آینده بررسی می کنم. من هنوز حتی یک بازی را امتحان نکرده ام ، اما ایده تبدیل همه افراد در شهر به شخصیت های اصلی بازی برای من بسیار جالب به نظر می رسد ، اما همچنین نگران عمق کم گیم پلی و مشکلات گرافیکی هستم که در مورد آنها بسیار شنیده ایم. اگر همه چیز برای من خوب پیش می آمد ، من بالاخره یاد می گرفتم که چگونه آخر هفته ها لازانیا درست کنم و یک شام خوشمزه برای خودم درست کنم.

نیما فرشین

پنجشنبه ، سرانجام می خواهم بنشینم و فراموشی را تمام کنم: تولد دوباره و برای شما یک نظر بنویسم. با توجه به رتبه بندی ها و تعارفاتی که از او شنیده ام ، این یک بازی ترسناک خوب به نظر می رسد. از آنجا که این بازی Remottered: Broken Porcelain آنقدر بد بود که هنوز تجربه آن را دوست ندارم ، شاید این Amnesia Rebirth برای مدتی اعصابم را آرام کند. غیر از این ، من واقعاً برنامه آخر هفته خاصی ندارم. شاید موتور سوار شوم و در خیابان قدم بزنم و به قول خودشان با این هوای خنک پاییزی خنک شوم. البته با رعایت پروتکل های بهداشتی.

دانستنی هایی در مورد Assassin’s Creed Valhalla

دانستنی هایی در مورد Assassin’s Creed Valhalla 150 150 admin

آخرین نسخه از امتیازات بزرگ Ubisoft در کمتر از یک ماه دیگر منتشر می شود. این بار Assassin’s Creed Valhalla بازیکنان را به دوران وایکینگ ها برمی گرداند تا در انگلیس به عنوان رهبر قبیله جنگجوی نورس خانه ای پیدا کند و با ساکسون ها بجنگد.

اکنون که وقت زیادی برای انتظار انتشار این بازی نمانده است ، در این مقاله می خواهیم همه چیزهایی را که باید در مورد Assassin’s Creed Valhalla بدانید بحث کنیم.

Assassin’s Creed Valhalla در چه تاریخی عرضه می‌شود؟

  • پردازنده: AMD Ryzen 5 1600 3.2GHz / Intel Core i7 4790 3.6GHz
  • کارت گرافیک: AMD RX 570 8GB / NVIDIA GeForce GTX 1060 6GB
  • رم: 8 گیگابایت
  • فضای مورد نیاز: 50 گیگابایت (SSD پیشنهادی)
  • سیستم عامل: ویندوز 10 نسخه 64 بیت
  • سیستم رده بالا (گرافیک High، رزولوشن 1080p و 60 فریم بر ثانیه):

    • پردازنده: AMD Ryzen 7 1700 3.0GHz / Intel Core i7 6700 3.4GHz
    • کارت گرافیک: AMD Vega 64 8GB / NVIDIA GeForce GTX 1080 8GB
    • رم: 8 گیگابایت
    • فضای مورد نیاز: 50 گیگابایت (SSD پیشنهادی)
    • سیستم عامل: ویندوز 10 نسخه 64 بیت

    سیستم بسیار رده بالا (گرافیک Very High، رزولوشن 1440p و 60 فریم بر ثانیه):

    • پردازنده: AMD Ryzen 5 3600X 3.8GHz / Intel Core i7 8700 3.7GHz
    • کارت گرافیک: AMD RX 5700XT 8GB / NVIDIA GeForce GTX 2080 Super 8GB
    • رم: 16 گیگابایت
    • فضای مورد نیاز: 50 گیگابایت (SSD پیشنهادی)
    • سیستم عامل: ویندوز 10 نسخه 64 بیت

    بالاترین سیستم (گرافیک Ultra High، رزولوشن 2160p و 30 فریم بر ثانیه):

    • پردازنده: AMD Ryzen 7 3700X 3.6GHz / Intel Core i7 9700 3.6GHz
    • کارت گرافیک: AMD RX 5700XT 8GB / NVIDIA GeForce GTX 2080 8GB
    • رم: 16 گیگابایت
    • فضای مورد نیاز: 50 گیگابایت (SSD پیشنهادی)
    • سیستم عامل: ویندوز 10 نسخه 64 بیت

    با بازی RiME معنی غم و اندوه را بهتر درک می کنید

    با بازی RiME معنی غم و اندوه را بهتر درک می کنید 150 150 admin

    RiME یک بازی ماجراجویی است که در سال 2017 منتشر شد و می توان گفت یکی از هیجان انگیزترین بازی ها بود که البته به آنچه شایسته آن بود نرسید. این بازی از نظر هنری هیجان انگیز است و این را هم در روایت متفاوت داستانش و هم با موسیقی و گرافیک رنگارنگ خود به مخاطب ثابت می کند.

    بازی گیمر را در نقش یک پسر بچه به جزیره‌ای در ناکجا آباد می‌فرستد. پسر بچه‌ای که هیچ چیزی از گذشته و نام و نشانش به خاطر ندارد و فقط می‌داند باید راهی برای خروج از جزیره پیدا کند. اما خروج از این جزیره رنگارنگ کار ساده‌ای نیست و اوضاع با هر قدمی که این پسرک بی‌نوا در آن برمیدارد، عجیب و عجیب‌تر می‌شود.

    تیم سازنده واقعا روی جلوه‌های بصری RiME و آنچه گیمر قرار است در جریان مراحل ببیند، به صورت وسواس‌گونه‌ای وقت گذاشته. نتیجه این وسواس‌ها، RiME را به یک بازی زیبا، رنگارنگ و پر جزئیات تبدیل کرده که واقعا قدم زدن در دنیای آن تجربه دلنشینی است.

    با این حال، اگر از RiME توقع گیم‌پلی درگیر کننده و عجیب و غریب دارید، باید بگویم که بهتر است سطح انتظاراتتان را پایین بیاورید. RiME در غایی‌ترین حالت یک بازی پلتفرمر خیلی ساده است که خیلی مکانیک‌های گیم‌پلی پیچیده‌ و به روزی برای آن طراحی نشده.

    آموزش نحوه ی بازی‌سازی

    آموزش نحوه ی بازی‌سازی 150 150 admin

    در هر تیمی ، چندین نقش اساسی بین اعضا وجود دارد که وظایف آنها را متفاوت می کند. علاوه بر این نقش های اصلی ، چندین نقش فرعی در هر زمینه وجود دارد که در این مقاله درباره آنها بیشتر بحث خواهیم کرد.

    در هر تیم سازنده بازی ، می توانیم سه نقش اصلی برنامه نویس ، طراح و هنرمند را در نظر بگیریم و متناسب با آن نقش های بیشتری را شکل دهیم. معمولاً در تیم های کوچکتر با تعداد اعضای کمتر ، ترکیبی از این سه نقش مشاهده می شود و در تیم های بزرگتر ، از افراد بیشتری در روند تولید بازی استفاده می شود.

    دیزاینر بازی

    فرض کنید دوستمان، هیدئو یک دیزاینر است. دیزاینر در تیم، فردی است که به‌طور کلی گیم‌پلی بازی، قوانین و مکانیک‌ها، سیستم‌های درون بازی، اکانامی یا بخش اقتصادی بازی، سندنویسی بازی، طراحی کاراکترها، داستان بازی و مفهوم آن را طراحی و تولید می‌کند. در اصل درونمایه هر بازی ساخته دست هیدئو است و معمولا نقش خیلی مهمی در تیم دارد.

    یک نکته مهم: بارها دیده‌ام که نویسنده بازی که نوعی دیزاینر است با نویسنده‌ای که در رسانه‌ها در مورد بازی‌های ویدیویی می‌نویسد، اشتباه می‌شود. این تقریبا اشکال زبان فارسی است که کلمات جداگانه‌ای برای این حوزه‌ها ندارد. مثلا در سایت ویجیاتو، نویسندگان و به‌نوعی خبرنگاران حوزه بازی وجود دارند که برای شما مطالبی راجع به بازی، بازی‌سازی، کنسول‌ها و غیره می‌نویسند. این افراد هم نویسنده هستند اما دیزاینر بازی نیستند.

    برنامه‌نویس بازی