7 لحظه ترسناک برای بازی هایی که کنسول را خاموش می کنند .

7 لحظه ترسناک برای بازی هایی که کنسول را خاموش می کنند .

7 لحظه ترسناک برای بازی هایی که کنسول را خاموش می کنند . 150 150 admin

 

در بازی های ترسناک ، گاهی اوقات مواردی را می بینیم که تحمل آنها واقعاً سخت است. برخی از سازندگان بازی چنان تحت تأثیر وحشت قرار گرفته اند که بسیاری ترجیح می دهند با بی دقتی به بازی خود ادامه دهند و کنسول را خاموش کنند. در این مقاله ، من در مورد این موضوع صحبت کردم و در مورد 7 لحظه ترسناک بازی که خیلی ها تحمل نکردند و کنسول را خاموش کردند به شما گفتم. با ما بمان.

7) بازداشت

بازداشت از آن دسته بازی های ترسناک است که نوع خاصی از ترس دارد. در نگاه اول شاید دنیای این بازی ماجراجویی دو و نیم بعدی چندان ترسناک و ترسناک به نظر نرسد. اما وقتی برای اولین بار می بینید یکی از دو شخصیت قابل بازی شما جلوی چشمان شما ذبح می شود ، می فهمید که ارواح خطرناک بازی اصلاً با شما شوخی نمی کنند. این زمانی است که ترس و وحشت تمام وجود شما را فرا گرفته است و شما نمی توانید صداهای دردناکی را که از ارواح بازی بیرون می آید جدی بگیرید. جالب تر اینکه مرز این ترس و وحشت در مواجهه با اولین طیف کنترل دوباره تغییر می کند ، تا حدی که ممکن است واقعاً کنسول را خاموش کرده و به یک تجربه بازداشت بی احتیاط تبدیل شوید. Spectra Lantern ارواح بلندی هستند که چراغی نورانی در اختیار دارند. اگر بخواهید از دست آنها فرار کنید ، ناگهان به teleport برمی گردید و با ترس واقعی روبرو خواهید شد. این موجودات با صدای تنفس شما را پیدا می کنند و تنها راه مقابله با آنها فقط نفس کشیدن است. انجام کاری که انجام آن در مقابل چنین موجود وحشتناکی واقعاً دشوار است باعث می شود تا همزمان با شخصیت تحت کنترل خود برای چند ثانیه نفس خود را حبس کنید.

6) پایین رفتن از نردبان – F.E.A.R.

اولین نسخه از F.E.A.R. سریال واقعا ترسناک و استرس زا بود. شخصیت آلما آنقدر خوب پرداخت شده بود که گیمر همیشه حضور خود را در یک مرحله احساس می کرد. در طول بازی ، ما هر لحظه منتظر بودیم تا سر این دختر کوچک شیطانی در تاریکی پیدا شود و ما را وادار کند تا برای صدهمین بار چند متر از مکان خود بپریم. من شخصاً هرگز آن پرش لعنتی لعنتی را فراموش نمی کنم که در نزدیکی یکی از نردبان های بازی رخ داده است. همانطور که از نردبان پایین می رفتید ، ناگهان یک آلما جلوی صورت شما ظاهر شد و ناخواسته از ترس شروع به فریاد زدن کردید. جالب اینجاست که آلما با پایین آمدن از نردبان دوباره شما را غافلگیر کرد و با قرار دادن یک موجود خیالی ، چنان شما را ترساند که مدتی در وضعیت بدی قرار داشتید. بله ، دو پرش اسکی باز پشت سر هم بود که ترس از آن واقعاً دشوار بود.

5) نگاه به گذشته – P.T.

بدون شک P.T یکی از جوی ترین بازی های ترسناک ساخته شده است. بازی فقط در مورد یک هیولا ترسناک یا یک شبح قاتل نبود. شماره P.T با راهروهای باریک خود چنان احساس ناامنی وحشتناکی را به مخاطب القا می کرد که سابقه ای نداشت. این احساس ناامنی فقط وقتی شدت گرفت که رادیو در انتهای راهرو شروع به گفتن “پشت سرت را نگاه کن” کرد و وقتی واقعاً برگشتی ، ناگهان چهره لیزا را دیدی که فقط چند سانتی متر از چشمانت فاصله داشت و شروع کردی به ترسیدن جیغ زدن. این P.T. پرش با اسکی باز واقعاً بیجا و غیرقابل پیش بینی بود و عملا هیچ کس نمی توانست برای آن آماده باشد.

4) نگاه کردن به آب – فراموشی: نزول تاریک

Amnesia: The Dark Descent به نظر من ترسناک ترین بازی ده سال گذشته است و من بارها و بارها در مقالات مختلف به آن اشاره کرده ام. فراموشی: نزول تاریک به حالت تعلیق درآمد تا بدن شما را از ترس منجمد کند و شما نمی توانستید چندین ساعت پشت سر هم بنشینید. بدترین لحظه بازی اختلاف با کایرنک است. هیولایی نامرئی در تونل های پر از آب خانه بازی مخوف جمع شده بود و هرکسی را که پایش را در آب فرو می کرد ، پاره می کرد. تنها راه مقابله با کارناک این بود که روی جعبه های پراکنده بپرید و راه خود را پیدا کنید. با این حال ، قدم های کارناک در آب هر لحظه امید کمتری برای فرار از این منطقه به ما می داد و در پایان ، از ترس جرات پریدن دوباره روی جعبه ها را ندارید.

3) اولین برخورد – انزوای بیگانه

من فکر می کنم تنها بازی ترسناک که می تواند جایگزین خوبی برای Amnija باشد ، Alien Isolation است. از همان ابتدای بازی و مجبور کردن مخاطب به گشت و گذار در ایستگاه فضایی Sostapol ، بازی مزه معنای ترس را برای مخاطب می چشد. ما در یک کشتی خالی بودیم که نشانه هایی از کشته شدن هر یک از خدمه آن توسط موجودی بی رحم بود. این احساس ناامنی در دنیای جدایی بیگانگان را بیش از پیش تقویت کرد و وقتی بازی دیگر مطمئن شد که این حس به بالاترین سطح خود رسیده است ، فقط به ما Xenomorph را نشان داد تا برای چند ثانیه ما را از شدت وحشت دور کند. پیش از چشم ما ، زینومورف یکی از آخرین دانشمندان زنده را تکه تکه کرد و با زبانی گنگ به ما گفت که شما نفر بعدی هستید.

2) مانکن های زنده – محکوم شده: ریشه های جنایی

Condemned: Criminal Origins یکی از آن الماس های ناب دنیای بازی های ترسناک است که متاسفانه بسیاری آن را تجربه نکرده اند. Condemned: Criminal Origins با تلفیق عناصر ترسناک فیلم های Slusher آمریکایی با ترس روانی ، بقا و پایان تجربه بازی را برای کسی عملا غیرممکن کرد. بدترین لحظه بازی وقتی رخ می دهد که وارد فروشگاه بارت شوید. در ابتدا فضای این فروشگاه مانند بقیه مکان های بازی تاریک و پر از موجودات ترسناک بود. اما وقتی به جایی رسیدید که مانکن ها ذخیره شده بودند ، همه چیز به یک باره تغییر کرد. بله ، مشکلی در این مانکن های عجیب وجود داشت. مانکن های بازی وقتی از فروشگاه بی خبر بودند آزادانه در اطراف فروشگاه حرکت می کردند. در آغاز این کار بسیار زیرپوستی انجام می شد ، اما از یک مکان به مکان دیگر ، به محض اینکه سر خود را برگرداندید ، دیدید که ده ها مانکن پشت سر شما به صف شده اند. این یکی از ترسناک ترین لحظاتی بود که هر کسی می توانست در طول مراحل بازی تجربه کند و آنقدر استرس آور بود که برای ادامه کار صبر زیادی لازم بود.

1) کشتن ادی گلوسکن – Outlast: افشاگر

قسمت اول Outlast یک بسته الحاقی داستان محور به نام Whistleblower داشت ، که فکر می کنم دردناک تر و ترسناک تر از خود بازی اصلی بود. باور نمی کنید؟ بنابراین حتماً این چند سطر بعدی را با دقت بخوانید. در برهه ای از بازی ، ما توسط شخصی به نام ادی گلوسکن گرفتار شدیم. ادی ما را در یک کمد حبس کرد و ما را مجبور کرد تا شاهد یکی از دردناک ترین لحظات تاریخ بازی های ویدیویی باشیم. در این لحظه ادی را دیدیم که یک مرد کاملاً آگاه را تکه تکه می کند و سعی دارد با تغییر جنسیت همسر کامل خود را ایجاد کند. بله ، وضعیت به همان اندازه وخیم بود. خبر بد این بود که سرانجام ، ادی هنوز از نتیجه کار خود ناراضی بود و با فشردن سر مرد بد بخت در وسط اره برقی به زندگی فلاکت بار خود پایان داد. واقعاً دردناک و ناراحت کننده بود که به این لحظات نگاه کنیم و بسیاری از ما تا آخر نمی توانستیم آن را ببینیم.