مروری بر داستان فصل یک The Mandalorian

مروری بر داستان فصل یک The Mandalorian

مروری بر داستان فصل یک The Mandalorian 150 150 admin
پخش فصل دوم سریال The Mandalorian از جمعه 30 اکتبر آغاز می شود و مخاطبان با علاقه ی فراوانی این سریال دوستداشتنی و جذاب را دنبال می کنند. اگر آشنایی خاصی با دنیای جنگ ستارگان ندارید یا بعضی از قسمت های فصل اول برای شما نامشخص است ، مکان مناسب را انتخاب کرده اید.

تعداد فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، بازی‌ها و آثار مختلف مربوط به دنیای جنگ ستارگان واقعا زیاد است و گم کردن خطوط زمانی و وقایع این دنیا بسیار آسان به نظر می‌رسد.



سریال The Mandalorian که توسط جان فاورو ساخته شده، تقریبا پنج سال پس از وقایع Return of the Jedi و بیست و پنج سال پیش از داستان The Force Awakens به وقوع می‌پیوندد.

اگر داستان Return of the Jedi (محصول ۱۹۸۳) را به یاد داشته باشید، در پایان آن فیلم ائتلاف شورشی (Rebel Alliance) امپراطور و ارتش او را شکست می‌دهد و نهایتا همه فاشیست‌ها و پشتیبان‌های آنان را مجبور به تسلیم یا فرار می‌کند.

پس از آن جمهوری جدید (New Republic) وارد عرصه می‌شود و نظم و آرامش را در تمام کهکشان برقرار می‌سازد؛ گرچه این مورد دوام آنچنانی ندارد و با ظهور «محفل یکم» (First Order) همه چیز عوض می‌شود. این اتفاق در فیلم The Force Awakens (محصول ۲۰۱۵) به نمایش گذاشته شد.

اما خب طی بیست سالی که «جمهوری جدید» حکومت را برعهده داشت، یک سری از سیارات به حال خود رها شدند و اینگونه فرصت برای بی‌قانونی و یاغی‌گری بیشتر از هر زمان دیگری به وجود آمد. اصلا به همین دلیل بود که محفل یکم فرصت شکل‌گیری پیدا کرد.

خب حالا جایگاه شخصیتی که پدرو پاسکال در The Mandalorian ایفا می‌کند کجای این بلبشو است؟ اول از همه باید با قبیله مندالورین‌ها آشنا شویم که از سیاره مندلور سرچشمه می‌گیرند.

تانگ‌ها

به نقل از سایت Azsan، نخستین مندلورین‌ها گونه‌ی بیگانه‌ی شبه‌انسان تانگ (Taung) بودند و زیست‌گاهشان سیاره‌ی کوروسانت (Coruscant) بود. تانگ‌ها از بدو تولد با هدف جنگجو شدن پرورش می‌یافتند و خوی جنگجویی در ذهنشان نهادینه می‌شد. آن‌ها با انسان‌های ساکن در کوروسانت درگیر مبارزه‌ی دائمی بودند. یک بار، وسط مبارزه، فوران آتشفشانی خورشید سیاره را کامل پوشاند و بعد از این حادثه آن‌ها برای خود لقب جنگجویان سایه (Warriors of the Shadow) را برگزیدند.

در نهایت، انسان‌ها موفق شدند تانگ‌ها را از کوروسانت بیرون برانند و آن‌ها به حاشیه بیرونی (Outer Rim) فرار کردند. تانگ‌ها به مدت هزار سال در حاشیه‌ی بیرونی ماندند، تا این‌که یکی از آن‌ها به نام مندلور (Mandalore)، به معنی فرمانروای یکتا (Sole Ruler)، تانگ‌ها را به سیاره‌ای سبز و خرم و عاری از موجودات هوشمند هدایت کرد.

گونه جاندار غالب در این سیاره، موجوداتی عظیم‌الجثه به نام میثوسورها (Mythosaur) بودند. مندلور اول به همراهی گروهی از جنگجویانش جنگی علیه میثوسورها راه انداخت و آن‌ها را منقرض کرد. تانگ‌ها برای تجلیل و تکریم از رهبر جدیدشان سیاره‌ی جدید را مندلور نام‌گذاری کردند و بدین ترتیب نام مندلورین‌ها (Mandalorians) رویشان ماند.

بوبا فت پیش از پخش سریال The Mandalorian مشهورترین مندلورین حاضر در دنیای جنگ ستارگان بود که در واقع یک کلون از پدرش (جنگو فت) محسوب می‌شود. جنگو فت در زمان زندگی‌اش در طول سه فیلم اصلی جنگ ستارگان برای جابای هات (Jabba the Hutt) کار می‌کرد.

مندلورین‌ها در زمان امپراطور دچار جنگ داخلی گسترده‌ای شدند و بازمانده‌های بسیاری کمی از این قبلیه باقی ماند. این بازمانده‌ها مجبور به ترک سیاره خود شده و در سرتاسر کهکشان پخش شدند. چندین تن از این افراد به سیاره Nevarro رفتند و The Tribe را به وجود آوردند؛ گروهی که حالا دین جارین یا همان «ماندو» خودمان در سریال The Mandalorian از آن آمده است.

ماندو درست مثل بوبا فت یک جایزه‌بگیر است و تمرینات گذشته‌اش او را به یک جنگجوی عالی تبدیل کرده. سریال The Mandalorian جایی شروع می‌شود که ماندو باید برای دریافت جایزه و دستمزدش چیزی را به The Client (یکی از افسران امپراطوری با بازی ورنر هرتسوک) برساند.

اما خب مشخص می‌شود این محموله یک کودک با قدرت‌های فوق‌العاده است (بیبی یودا)؛ اینجا است که غریضه ماندو وارد عرصه می‌شود و می‌خواهد از این کودک دفاع کند. ماندو خودش در سنین پایین پدر و مادرش را از دست داده و همین موضوع و خاطرات آن باعث می‌شود او زندگی خود را برای محافظت از بیبی یودا به خطر اندازد.

اگر به هر دلیلی احتمالا فصل اول The Mandalorian را تا آخر تماشا نکرده‌اید به خواندن این مطلب ادامه ندهید.



ماندو و بیبی یودا پس از آن فقط در تلاش بوده‌اند تا از دیده‌ها پنهان شوند و کمترین توجه را به خود جلب کنند. با این وجود هر قسمت از سریال اتفاقاتی را رقم زده و آن‌ها را به میدان مبارزه برای بقا کشانده است. این زوج از نجات یک روستا در Sorgan گرفته تا خیانتِ گروهی در ماموریت فرار از زندان، ماجراهای بسیاری را تجربه کرده‌اند.

ماندو برای تضمین آزادی خود و بیبی یودا فرصتی که گریف کارگا (با بازی کارل ویترز) در اختیارش می‌گذارد را غنیمت می‌شمارد. کارگا یکی از رهبران اتحادیه جایزه‌بگیران است و می‌خواهد The Client را سرنگون کند.

حالا ماندو می‌تواند از کمک دوستانی که در طول فصل به دست آورده هم استفاده کند: کارا دون، Kuiil و IG-11. پس از آنکه بیبی یودا جان گریف را نجات می‌دهد و وفاداری کامل او را به دست می‌آورد، تیم ماندو قصد پیاده‌سازی نقشه خود و کشتن The Client را دارند، غافل از اینکه یک افسر رده‌بالای دیگر به نام Moff Gideon (با بازی جانکارلو اسپوزیتو) آن‌ها را با تعداد قابل توجهی استورم ‌تروپر محاصره کرده است.