تاریخچه Metal Gear Solid 3: Snake Eater

تاریخچه Metal Gear Solid 3: Snake Eater

تاریخچه Metal Gear Solid 3: Snake Eater 150 150 admin

اگر نگران بازی های ویدیویی ورزشی هستید ، بدون شک سری Metal Gear یکی از بهترین انتخاب ها برای شماست. مجموعه ای در طول سال ها در بسیاری از قسمت ها به گردش در آمده است و هر یک از آنها داستان را به پایان رسانده اند. با توجه به شرایط موجود می توان تصور کرد که در حال حاضر خبری از قسمت جدید این مجموعه نیست و این موضوع می تواند بهانه خوبی برای پرداختن به کل باشد داستان هر قسمت از Metal Gear. با این حال ، بهترین راه برای انجام این کار مرور داستان از ابتدا تا انتها است و اگر ما در سری بازی های منتشر شده جلو برویم ، ممکن است با موارد زیادی روبرو شوید درک کل داستان دشوار است. با این تعاریف ، ما اولین قدم را به سمت داستان Metal Gear Solid 3: Snake Eater برداشته ایم که آغاز سری Metal Gear است و برای اولین بار بازیکن را با شخصیت ig oss آشنا می کند.

برای تماشای فیلم بازی روی ویدیو در YouTube کلیک کنید

داستان این بازی در سال 1964 اتفاق می افتد ، نوعی شروع داستان Metal Gear. داستان توسط یک دانشمند شوروی به نام “نیکولای S. Soklav ، که در ایالات متحده زندگی می کند و سالها پیش به آنجا گریخته بود ، آغاز شد. ساکلاف به دلیل توافق مجبور به بازگشت به کشور خود شد ایالات متحده موافقت کرده است که اسلحه های روسی را از کوبا بیرون بکشد. در 24 آگوست 1964 ، یک افسر واجد شرایط به نام مار برهنه وارد خاک روسیه و منطقه تسلینویارسک شد. یک عامل برای سازمانی به نام Force Operations X یا FOX است. یکی از ارتباطات CIA ، که شامل برخی از مشهورترین مأموران مخفی آمریکا است. در این ماموریت ، او دستورهای مستقیم را از سرگرد صفر گرفت. همچنین ادعا می شود که صفر ، موسس FOX ، آن را پس از جنگ سرد تأسیس کرد. CIA دلیل اصلی حرکت سوکلاو به اتحاد جماهیر شوروی را پیدا کرد و به FOX دستور داد دانشمند را از جهت مخالفت در طول عمل. مأموریتی که صفر به اسنیک اختصاص داده است. پس از ورود به منطقه تسلینویارسک ، اسنیک توانست سوکلاو را پیدا کند. سوكلاو در ادامه به اسنیك توضیح داد كه او باید سلاحی به نام Shagohod بسازد ، سلاحی كه می توانست در جنگ سرد یك شیپور روسی باشد. در بازگشت با یک تخته چوبی ، آنها با یک استاد با استعداد مواجه می شوند.

سوکولوف

باس معلم اسنیک و یک دوست بزرگ است (اسنیک در داستان این شماره از رئیس بزرگ) و ارتباطی بین این دو دارد ، اسنیک او را به اندازه مادرش دوست دارد. در گذشته ، باس به عنوان یکی از نیروهای ویژه ایالات متحده شناخته می شد ، اما در یک زمان غیر منتظره ، او اعلام کرد که به کشورش خیانت کرده و این عملیات را برای اتحاد جماهیر شوروی انجام می دهد. این مسئله ابتدا توسط سرهنگ ولگین به توصیه باس مطرح شد ، اما ما می دانیم كه این آغاز طرحی برای آمریكا در طرف دیگر بود.

روده بزرگ ولگین

باس هر دو میدان جنگ را روی پل کنترل می کند و سوکلاو توسط نیروهای قدرتمند رهبری واحد کبرا اسیر می شود. ولگین پس از به دست آوردن قدرت نظامی و به دست آوردن سهمی از میراث فیلسوفان ، قصد دارد تا از طریق صلح سیاسی ، زمینه را برای قدرت گرفتن خود در اتحاد جماهیر شوروی فراهم کند. پس از برخورد اسنیک با باس روی پل ، “ولگین” به آنها اضافه می شود تا “اسنیک” را از صحنه حذف کند. اکنون ، باس و اسنیک درگیر شده اند و پس از شکستن یکی از بازوهای اسنیک ، او را به داخل رودخانه در پایین پل می اندازند. اسنیک پس از پرتاب شدن به رودخانه فکر می کند باس و کشورش به او خیانت کرده اند و قصد دارد یک حمله بزرگ با ولگین انجام دهد.

بعد از این اقدامات ، باس و گروهش سوار هلی کوپتر می شوند. ولگین از یکی از کلیدهای اصلی برای از بین بردن مرکز تحقیقات سوکلاو استفاده می کند. به دنبال این حادثه ، یک هلی کوپتر حامل اسنیک به تسلینویارسک توسط دولت روسیه شناسایی شد و در آنجا بود که دروازه ها و تخته ها با هم برخورد کردند تا دولت روسیه بتواند دولت آمریکا را متهم کند. بر این اساس ، روسیه به ایالات متحده هشدار داده است که اگر حزب ولگین ظرف یک هفته بازداشت شود ، Shagohod به سرقت رفته سرقت خواهد شد و مقامات از پرونده خارج می شوند ، در غیر این صورت در ایالات متحده اعلام جنگ خواهد کرد. “مار” یک هفته پس از اتمام اولین مأموریت خود ، ملقب به مار خوار ، به همان منطقه برمی گردد ، اما در حال انجام مأموریت جدید است. مأموریت جدید ترور “ولگین” و همچنین “حاکم” بی گناهی ایالات متحده و محکومیت “رئیس” را در این عمل ثابت می کند ، تا مانع از نبرد فوری اسنیک شود و میلیونها نفر را کشت اسنیک پس از ورود به منطقه در شب ، برای دومین بار در یک شب بارانی باس را تنظیم کرد.

اسنیک: رئیس ، اینجا چه می کنی؟
باس: من دیگر مال تو نیستم! برو خونه شما نمی خواهید خود را اینجا نشان دهید ، نه آمریکا!
اسنیک: چرا به من خیانت کردی؟
باس: من خیانت نکردم ، من به هدفم وفادارم ، اما جک (اسنیک) چطور؟ به چه چیزی وفادار می مانید؟ در کشور خود یا مربی؟ رسالت یا اعتقاد شما؟ من انتظار ندارم شما مرا ببخشید اما نمی توانید من را شکست دهید من از شما قویتر هستم! دفعه دیگر که شما را می بینم شما را می کشم.

اسنیک بعداً فهمید که باید با یکی از اعضای آژانس امنیت ملی ملاقات کند که “آدم” لقب گرفته است. اسنیک در انجام ماموریت خود دوباره رئیس را مورد اصابت قرار داده و او را تهدید به مرگ کرده است و CQC روشهایی را که رئیس برنامه ریزی کرده بود دوباره احیا کرده است! اسنیک با “آدم” به محل ملاقات می رود و با اوا ملاقات می کند. او وانمود کرد که یک عامل فاکس است و گفت که او KG است و دفتر خود را پنهان می کند و ادعا می کند که رئیس سوکلاو است.

اوا نماینده مخفی گروه چینی به نام فیلسوفان است که مأموریت آنها دستیابی به میراث فلسفه است. این بازی توضیح داد که پس از جنگ جهانی اول ، چین ، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده گرد هم آمدند تا به دنبال قدرت و پول زیادی باشند. اما سرانجام آنها به دردسر می افتند و تمام این ثروت به دست شوروی ها می افتد ، در واقع ، اکنون آن در دست ولگین است. اوا قصد دارد Legacy Philosophers را بدزدد و آنها را به چین تحویل دهد ، به همین دلیل به Snick می پیوندد.

اوا

اسنیک در راه رسیدن به “ولگین” با بسیاری از مسائل دست و پنجه نرم می کند. در این راه ، او باید با بسیاری از قدرتهای ویژه تیم کبرا که به طور ویژه تحت نظارت باس آموزش دیده اند ، مقابله کند. در پایان اسنیک توانست به سوکلاو برسد اما توسط ولگین ناک اوت شد. اسنیک پس از مدتی به هوش آمد ؛ آنها کیسه های سیاه را بر سر خود حمل می کنند تا شکنجه های وحشتناکی را بر اسنیک تحمیل کنند. اسنیک صدای سوکلاو را شنید ، که توسط والگین مورد آزار و اذیت قرار گرفت و بعداً زیر نظر ولگین کشته شد. ولگین یک مکالمه کوتاه با مدیر دارد و از مدیر می خواهد اسنیک را از جوراب زنانه خود حذف کند! باس با چاقو به سنیک می رود ، اما از عملکرد و چشم او مشخص است که او دوست ندارد این کار را انجام دهد. به روشی مشابه ، “Eva” در حمایت از Snick حاضر شد و به باس گفت که این کار را نکن. اشلت که این صحنه را دید ، برای تنبیه اوا در یکی از دو سلاح معروف خود یک گلوله قرار می دهد ، شروع به بازی با آنها می کند و اوا را شلیک می کند تا زمانی که گلوله ای به سمت اوا شلیک شود. با وجود همه آزار و شکنجه هایی که متحمل شده است ، اسنیک هنوز هم می داند گلوله چه زمانی به اوا می خورد. او به سرعت خود را به الاغ زد و همزمان با حرکت الاغ ، تیر به چشم راست بیگ باس برخورد. به این ترتیب چشمان اسنیک از بین می روند ، اما “اوا” نجات می یابد.

Asslat فرستنده ای را روی بدن اسنیک قرار می دهد و با پیکان که باس از ناحیه پا شلیک می کند حمله اسنیک را کامل می کند! و به آرامی با او صحبت کنید ، تا به او فرصتی برای فرار دهد. اما اسنیک در زندان است. اسنیک از زندان فرار کرد ، اما اصلات متوجه شد و او را تعقیب کرد ، اما سرانجام اسنیک خود را از بالای آبشار پرت کرد و فرار کرد.

اوسلات

اسنیک به هوش آمد و به سمت رودخانه حرکت کرد. اسنیک و ایوا برای یافتن ولگین تصمیم گرفتند تا او را نابود کنند. سپس بین آنها و باس و ولگین درگیری ایجاد می شود و در آخر اسنیک می تواند شاگوود و ولگین را خراب کند. در آن زمان ، “ولگین” پس از نبرد با اسنیک ، هدف خود را برای رسیدن به میراث فیلسوفان اعلام کرد. اسنیک و ایوا با استفاده از هواپیمای WIG برای خارج شدن از منطقه به دریاچه نزدیک می روند ، اما کار تمام نشده است و اسنیک برای آخرین بار باید با رئیس خود ، باس سر و کار داشته باشد. باس به اسنیک گفت که او هنوز به کشورش وفادار است ، اما ایالات متحده باید کسی را به خاطر بی گناهی وی مقصر بداند ، و باس می خواست یک قربانی شود.

سرانجام ، اسنیک باس را علیه قلب خود می کشد و فقط آمریکایی تمیز به نظر می رسد. سرانجام ، میکروفیلم تحویل باس اسنیک یک سنت “فلسفی” دارد. شخصیت اصلی که قرار است استاد خود را بکشد ، با اوا منطقه را ترک می کند و به آلاسکا می رود. اسنیک پس از یک شب خوابیدن در کنار هم ، از خواب بیدار شد و دریافت که میکروفیلم Eva and the Philosophers Legacy فرار کرده است ، اما اسنیک فقط نوار صوتی بود.

هدف حوا سرقت میراث فلسفه است ، و همه اقدامات او فقط همین است ، اما از آنجا که او به اسنیک اعتیاد دارد ، از کشتن او و فاش کردن آن در پس زمینه جلوگیری می کند دیدگاه های مربوط به اقتدار. حوا با میراث فیلسوفان فرار می کند ، اما بعدا مشخص شد که میراث فیلسوفان دروغگو است ، و عامل آدم دیگری نیست به جزlat اسلات ، که موفق می شود نیمی از بازرگانان اجدادی را بدرقه کند. در ایالات متحده. در حالی که نیمی از باقی مانده هنوز تحت کنترل KG است ، به نظر می رسد که آدام یا حمله ، در حال درگیری خیانت به هر دو طرف است و هدف دیگری را دنبال می کند. هدفی سالها بعد توسط همه احزاب تعیین خواهد شد.

فرمانده هرگز سعی نکرد اسنیک را بکشد ، و حتی در اولین مأموریت ، در حالی که با ولگین بود ، پس از تخریب مدرسه تحقیق ، برای اسنیک دست تکان داد! (بعد از اینکه اسنیک دستش را شکست و او را از روی پل به داخل رودخانه انداخت ، باس می دانست اسنیک زنده است و وقتی می خواست با هلی کوپتر بلند شود ، اسنیک را دید کنار درختی و با دست سلام کرد ، که اسنیک گفت جواب را در اینجا نگذاشت یکی از زیباترین صحنه های این شماره و داستان است) “باس” همیشه سعی کن snick ola ، و چرا؟ دقیقاً چه عاملی باعث شد که اسنیک از دولت و اقدامات فاسدانه خود دور شود؟ “فرمانده” یک افسر مخفی آمریکایی بود و به او دستور داده شد که به “ولگین” نزدیک شود. در واقع ، باس تنها نماینده ای است که می تواند به ولگین نزدیک باشد. برای جلب اعتماد ولگین ، او موافقت کرد که دو سر هسته ای به او بدهد. “به عنوان حمله” همچنین پسر رئیس و اندوه است (به نظر می رسد وجود غم و اندوه در MGS3 بیشتر پدر اسلوت را نشان داده باشد ، اگر نه به دلیل نقش مهم او در داستان و او بیشتر شبیه یک شبح شرور به نظر می رسید ، اما غم و اندوه در یکی از ماموریت های او توسط همسرش. باس کشته شد) و باید به ولگین نزدیک شود و میراث فلسفه را بدزدد و او را به آخرین بقایای باقی مانده برساند آمریکا میهن پرستان نامید! اسنیک تماشاگر شد و شاید با اسیر كردن باس نام خود را به دست آورد ، اما وقتی ولگین یكی از دو جنگ را در مركز تحقیقات روسیه شلیك كرد و ایالات متحده تهدید به کودتای نظامی کرد. ماموریت جدید رئیس برای جلوگیری از جنگ اسنیک را خواهد کشت. (و مرگ “حاکم” همه گناهان بر او و جنگ بین دو ابرقدرت افتاد) او از ابتدا می دانست که اسنیک و اسنیک سرانجام او را خواهند کشت. این حقایق؛ و فهمید که “حاکمی” که خود را فدا کرده بود اکنون به عنوان حقیرترین مرد و یک خائن شناخته شده است. اما حتی اگر رئیس زنده بماند ، او همچنان به كشور خود خدمت می كرد ، چیزی كه اسنیك ، پس از كشتن رئیس “رئیس بزرگ” لقب گرفت ، نتوانست آن را انجام دهد و از دولت آمریکا!

رئیس خودش می خواست اسنیک را بکشد. همه چیز تحت کنترل ایالات متحده بود ، اما افتخار او به رهبران آمریکا رسید و تحقیر او به قدرت رسید ، و اسنیک ناآگاهانه قهرمان کشور شد. از این رو لقب رئیس بزرگ ؛ لقبی که تا 10 سال بعد باعث رنج و عذاب اسنیک می شد. اسنیک که اکنون با نام رئیس بزرگ شناخته می شود ، بر روی تخته قبرستان ملی آرلینگتون ایستاده است. او اسلحه را با نیلوفرهای سفید خود بر روی مقبره ای که نامش مشخص نیست قرار می دهد. او که فهمید رئیس اغلب به عنوان یک تروریست و خائن شناخته شده است ، و هیچ کس به جز او ، اوا و دیگران نمی دانند که این عمل وطن پرستی او را متوجه خواهد شد ، محترم و گریان.

نویسنده: امید درکه

مباحث پیشنهادی:
داستان بازی Metal Gear Solid Portable Ops
داستان Metal Gear Solid: Peace Walker